weird

[ایالات متحده]/wɪəd/
[بریتانیا]/wɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب; مرموز و ترسناک; غیرعادی; ماورایی.

جملات نمونه

weird and wonderful teen slanguage.

زبان عامیانه نوجوانان عجیب و غریب و شگفت انگیز.

the weird crying of a seal.

گریه عجیب یک فوک.

a weird atmosphere in the dungeon

فضای عجیب در سیاه چال.

all sorts of weird and wonderful characters.

انواع شخصیت های عجیب و غریب و شگفت انگیز.

It was a weird old house, full of creaks and groans.

این یک خانه قدیمی عجیب بود، پر از صداها و ناله‌ها.

coming up with weird and wonderful marketing ideas

ارائه ایده های بازاریابی عجیب و غریب و شگفت انگیز.

From his weird behaviour, he seems a bit of an oddity.

با توجه به رفتار عجیب و غریب او، کمی عجیب به نظر می رسد.

a weird occult sensation of having experienced the identical situation before.

یک حس عجیب و غریب ماوراءالطبیعه از تجربه موقعیت یکسان قبل از این.

he's weird, but you just have to get used to him.

او عجیب است، اما شما فقط باید به او عادت کنید.

His weird clothes really gas me.

لباس های عجیب و غریبش واقعا من را خسته می کنند.

People were wearing all sorts of weird and wonderful clothes.

افراد لباس های عجیب و غریب و شگفت انگیزی به تن داشتند.

In the battle process with the extraterrestrial, the player still can be in weird and dread outside in astral airship, experience agravic environment.

در فرآیند نبرد با موجودات فرازمینی، بازیکن همچنان می‌تواند در خارج از هواگنبد فضایی عجیب و ترسناک باشد و محیط با گرانش صفر را تجربه کند.

Then he thanked the trooper, and with a weird, old-maidy show of caution turned the car around.

سپس او از سرباز تشکر کرد و با احتیاطی عجیب و غریب و شبیه به پیرزن، ماشین را برگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید