a bizarre territorial rite.
آدتی عجیب و غریب برای تعیین قلمرو
a bizarre art nouveau façade.
نمای هنری نو عجیب و غریب
They saw a bizarre animal in the lake.
آنها یک حیوان عجیب و غریب را در دریاچه دیدند.
She got herself up in a bizarre outfit.
او خود را با لباس عجیب و غریبی آماده کرد.
The story has a certain bizarre interest.
داستان یک جذابیت عجیب و غریب خاص دارد.
was visited by a bizarre thought.
با یک فکر عجیب و غریب مواجه شد.
the lava lamp is a bizarre example of sixties kitsch.
چراغ گدازه یک نمونه عجیب و غریب از سبک دهه شصت است.
a slightly bizarre and unconvincing fusion of musical forces.
یک ترکیب عجیب و غریب و غیرقابلباور نیروهای موسیقی.
his bizarre disguise drew stares from fellow shoppers.
لباس عجیب و غریب او باعث شد خریداران دیگر به او خیره شوند.
Markarian 273 is a galaxy with a bizarre structure that somewhat resembles a toothbrush.
Markarian 273 یک کهکشان با ساختاری عجیب و غریب است که تا حدودی شبیه یک مسواک است.
The whole roomful gasped when he entered, wearing a bizarre costume.
کل اتاق با دیدن ورود او که لباس عجیب و غریبی پوشیده بود، با تعجب نفس خود را حبس کردند.
The old people all goggled at the bizarre dresses of the girls at the party.
همه افراد مسن با تعجب به لباس های عجیب و غریب دختران در مهمانی خیره شدند.
Legend: Thousands of years ago, an alienist sorceress known as Zceryll learned bizarre powers in a fight to defend herself against oppression.
افسانه: هزاران سال پیش، یک جادوگر فضایی به نام Zceryll در نبردی برای دفاع از خود در برابر ستم، قدرت های عجیب و غریبی آموخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید