beguiled

[ایالات متحده]/bɪˈɡaɪld/
[بریتانیا]/bəˈɡaɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را فریب دادن یا جادو کردن؛ جذاب کردن، شیفته کردن، یا گمراه کردن؛ به طور خوشایند وقت را تلف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beguiled by beauty

فریب خورده زیبایی

beguiled by charm

فریب خورده جذابیت

beguiled by promises

فریب خورده وعده‌ها

completely beguiled

کاملاً فریب خورده

temporarily beguiled

به طور موقت فریب خورده

easily beguiled

به راحتی فریب خورده

جملات نمونه

she was beguiled by his charming smile.

او با لبخند جذابش فریب خورد.

the magician beguiled the audience with his tricks.

جادوگر با شعبده‌هایش مخاطبان را فریب داد.

he felt beguiled by the beauty of the sunset.

او تحت تأثیر زیبایی غروب آفتاب قرار گرفت.

many were beguiled by the promises of easy money.

بسیاری با وعده پول آسان فریب خوردند.

the story beguiled readers with its intriguing plot.

داستان با طرح جذابش خوانندگان را مجذوب خود کرد.

she was beguiled into believing his lies.

او فریب خورد و به دروغ‌هایش باور کرد.

he beguiled her with sweet words and flattery.

او با حرف‌های شیرین و چاپلوسی او را فریب داد.

the landscape beguiled them during their travels.

مناظر طبیعی در طول سفر آنها را مجذوب خود کرد.

she was beguiled by the enchanting melody.

او با ملودی دلنشین فریب خورد.

the novel beguiled me from the first page.

رمان از صفحه اول من را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید