wiggling fingers
حرکت انگشتان
wiggle room
فضای انعطاف
a wiggle on a chart.
حرکتی روی نمودار
a slight wiggle of the hips.
لرزش جزئی باسن
wiggle through a crowd
در میان جمعیت به آرامی راه بروید
wiggled restlessly in her chair; wiggle a finger at a waitron.
بیقرار روی صندلیاش تاب خورد؛ با انگشت به یک منتظر اشاره کرد.
They wiggled their hips to the sound of pop music.
آنها با صدای موسیقی پاپ باسن خود را تکان دادند.
A dog wiggles his tail.
سگ دم خود را تکان میدهد.
The restless child wiggled in his chair.
کودک بیقرار روی صندلیاش تکان میخورد.
ambiguous wording that left some wiggle room for further negotiation.
عبارتگذاری مبهم که فضای مانور برای مذاکرات بیشتر باقی گذاشت.
She wiggled her hips seductively as she walked.
او به طور اغوا کننده به رقص در آمد، در حالی که راه می رفت.
Review the words: shoes, pants, shirt, gloves, hat, pumpkin head, clomp, wiggle, shake, clap, nod, boo.
بررسی این کلمات: کفش، شلوار، پیراهن، دستکش، کلاه، سر کدو، کلومپ، ویگل، لرزش، تشویق، سر تکان دادن، بو.
shoes, pants, shirt, gloves, hat, pumpkin head, clomp, wiggle, shake, clap, nod, boo.
کفش، شلوار، پیراهن، دستکش، کلاه، سر کدو، کلومپ، ویگل، لرزش، تشویق، سر تکان دادن، بو.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید