fidget

[ایالات متحده]/'fɪdʒɪt/
[بریتانیا]/'fɪdʒɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بی‌قرار یا ناآرام بودن، بازی کردن یا ور رفتن با
n. فردی که نمی‌تواند آرام بنشیند، فردی بی‌قرار یا ناآرام

عبارات و ترکیب‌ها

fidget spinner

چرخک دست

frequent fidgeting

بازی دست مکرر

discreetly fidgeting

بازی دست مخفیانه

جملات نمونه

What a fidget you are!

چه بی‌قرار و مضطری!

the audience had begun to fidget on their chairs.

مخاطبان شروع به بی‌قراری روی صندلی‌های خود کردند.

It annoys me when you fidget!

وقتی بی‌قراری اعصابم را به هم می‌ریزد!

He fidgeted with his notes while lecturing.

او در حالی که سخنرانی می‌کرد، با یادداشت‌هایش بی‌قراری کرد.

she fidgets me with her never-ending spit and polish.

او با تمیز کردن و مرتب کردن بی‌پایانش من را آزار می‌دهد.

She's always fidgeting about her mother's health.

او همیشه در مورد سلامتی مادرش بی‌قراری می‌کند.

Mary is always fidgeting about her mother's health.

مری همیشه در مورد سلامتی مادرش بی‌قراری می‌کند.

نمونه‌های واقعی

His voice was deep and rich and somehow took the fidgets out of them.

صدای او عمیق و غنی بود و به نوعی اضطراب آن‌ها را از بین می‌برد.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Nearly everyone fidgets, what's your go-to fidget ritual?

تقریباً همه دست و پا می‌جنبانند، آیین دست و پا جابجایی مورد علاقه شما چیست؟

منبع: Psychology Mini Class

You make me nervous, fidgeting about.

دست و پا می‌جنبانی و من را عصبی می‌کنی.

منبع: Gone with the Wind

Now, you might be thinking that everyone fidgets now and then, right?

حالا، ممکن است فکر کنید که همه گاهی اوقات دست و پا می‌جنبانند، درسته؟

منبع: Osmosis - Mental Psychology

Things like fidgets to help reduce their anxiety.

اشیایی مانند وسایل دست و پا جابجایی برای کمک به کاهش اضطراب آن‌ها.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

The uncertainty is galling, and my nerves resurface, making me fidget.

نااطمینانی آزاردهنده است و اعصاب من دوباره ظاهر می‌شوند و باعث می‌شوند دست و پا بجنبانم.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

So there's a lot of fidgeting, we can't keep still.

بنابراین دست و پا جابجایی زیادی وجود دارد، نمی‌توانیم بی‌حرکت بمانیم.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

He would lose track of his words and fidget.

او کلمات خود را فراموش می‌کرد و دست و پا می‌جنباند.

منبع: Time

" Sit down, " she said; " you fidget me" .

" بنشین، " او گفت؛ " دست و پا می‌جنبانی مرا."

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Because as humans we have a fidgeting instinct.

زیرا به عنوان انسان‌ها غریزه دست و پا جابجایی داریم.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید