the song was a tissue of threadbare clichés.
آهنگ مجموعهای از کلیشههای فرسوده بود.
tatty rooms with threadbare carpets.
اتاقهای کهنه با فرشهای فرسوده
The carpets had worn rather threadbare.
فرشها به طرز قابل توجهی کهنه و پاره شده بودند.
threadbare excuses.See Synonyms at trite
بهانههای نخنما. به مترادفها در ترایه نگاه کنید
A threadbare patch of Brussels carpet covered the centre of the room, and formed an oasis of roses and lilies upon a desert of faded green drugget.
یک تکه فرش بلژیکی کهنه و پاره، مرکز اتاق را پوشانده بود و بر روی صحرای فرش سبز رنگباخته، وازهای از گلهای رز و لاله ایجاد کرده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید