the worst
بدترین
at its worst
در بدترین حالت خود
worst-case scenario
سناریوی بدترین حالت
worst possible outcome
بدترین نتیجه ممکن
the worst way
بدترین راه
worst of all
از همه بدتر
worst case
بدترین حالت
at worst
در بدترین حالت
at the worst
در بدترین حالت
They got the worst of the bargain.
آنها بدترین بخش معامله را به دست آوردند.
my worst fault is impatience.
بدترین عیب من بیصبری است.
the worst slump in recent memory.
بدترین رکود در حافظه اخیر
he was the company's worst driver.
او بدترین راننده شرکت بود.
They are the worst in gas milage.
آنها در مصرف سوخت بدترین هستند.
Inward suffering is the worst of nemesis.
رنجش درونی بدترین دشمن است.
games are the worst to debug.
بازیها بدترین هستند تا اشکال زدایی شوند.
the worst excesses of the French Revolution.
بدترین مازادهای انقلاب فرانسه.
this was quite beyond his worst imaginings.
این فراتر از تصورات بد او بود.
the worst recession in living memory.
بدترین رکود در طول حیات.
the worst sin in a ruler was pride.
بدترین گناه در یک حاکم، غرور بود.
the worst property slump since the war.
بدترین رکود املاک و مستغلات از زمان جنگ.
this is financial sleight of hand of the worst sort.
این یک نوع فریبکاری مالی بسیار بد است.
the very worst years of industrial unrest.
بدترین سالهای بیاعتمادی صنعتی.
they were to stay in the worst conditions imaginable.
آنها قرار بود در بدترین شرایط ممکن بمانند.
P-is his worst fault.
P- عیب بزرگ اوست.
She played the worst of anybody.
او بدتر از هر کسی بازی کرد.
They will lose at the worst only fifteen sheep.
در بدترین حالت فقط پانزده گوسفند را از دست خواهند داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید