weakest

[ایالات متحده]/wikəst/
[بریتانیا]/wikəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمترین قدرت یا نیروی داشتن؛ فاقد نیرو یا اثر بخشی؛ قوی یا شدید نبودن؛ دارای طعم یا شخصیت کم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

weakest link

پیچیده‌ترین نقطه

weakest point

ضعیف‌ترین نقطه

weakest moment

لحظه ضعف

weakest player

بازیکن ضعیف

weakest argument

استدلال ضعیف

weakest team

تیم ضعیف

weakest section

بخش ضعیف

weakest candidate

نامزد ضعیف

weakest feature

ویژگی ضعیف

جملات نمونه

the weakest link in the chain needs to be strengthened.

پیچیده‌ترین حلقه زنجیر باید تقویت شود.

he was the weakest player on the team.

او ضعیف‌ترین بازیکن تیم بود.

in this competition, she is considered the weakest contender.

در این مسابقه، او به عنوان ضعیف‌ترین مدعی در نظر گرفته می‌شود.

they need to address the weakest areas of their strategy.

آنها باید به نقاط ضعف استراتژی خود رسیدگی کنند.

the weakest point in his argument was overlooked.

ضعیف‌ترین بخش استدلال او نادیده گرفته شد.

she felt like the weakest member of the group.

او احساس می‌کرد که ضعیف‌ترین عضو گروه است.

finding the weakest aspect of the project is essential.

پیدا کردن ضعیف‌ترین جنبه پروژه ضروری است.

the weakest part of the building needs reinforcement.

ضعیف‌ترین قسمت ساختمان نیاز به تقویت دارد.

he always tries to protect the weakest among us.

او همیشه سعی می‌کند از ضعیف‌ترین افراد در میان ما محافظت کند.

in a debate, the weakest argument can lead to defeat.

در یک بحث، ضعیف‌ترین استدلال می‌تواند منجر به شکست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید