wring

[ایالات متحده]/rɪŋ/
[بریتانیا]/rɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیچاندن، فشار دادن، به ویژه گردن
محکم گرفتن، به ویژه دست کسی
فشردن (لباس‌های خیس)؛ آب‌گیری (آب)

عبارات و ترکیب‌ها

wring out

آبگیری کردن

wring hands

دستمال خود را چرب کردن

wring a towel

آب گرفتن حوله

wring someone's neck

گلوی کسی را چرب کردن

wringing wet

کاملاً خیس

جملات نمونه

wring the neck of a chicken.

گردن یک مرغ را فشار دهید.

a tale that wrings the heart.

داستانی که قلب را می‌درد.

wring (out) wet clothes

چکاندن لباس‌های خیس

wring a confession from the prisoner

اعتراف گرفتن از زندانی

wring the clothes and hang them on the line.

لباس‌ها را بچلانید و آن‌ها را روی طناب آویزان کنید.

Wring those wet things out.

آن چیزهای خیس را بچلانید.

Those interviewers really put me through the wringer!

آن مصاحبه‌کنندگان من را واقعاً به سختی به کار انداختند!

I'll wring your neck if you don't behave!

اگر رفتار نکنی گردنت را می‌چینم!

If I find the person who did this, I’ll wring his neck!

اگر کسی را که این کار را کرده پیدا کنم، گردنش را می‌چینم!

He’s been through the wringer lately, what with his divorce, and then losing his job.

او اخیراً دچار مشکلات زیادی شده است، با توجه به طلاق و سپس از دست دادن شغلش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید