soft fluffy material
مواد نرم و پف دار
fluff a pillow
بالش را پف کنید
fluffing feathers
پرها را پف کردن
a fluff of meringue; a fluff of cloud.
یک پف مارنگ؛ یک پف ابر.
I fluffed up the pillows.
من بالش ها را پف کردم.
The cricketer fluffed the catch.
بازیکن کریکت توپ را رها کرد.
fluff a pillow; a squirrel fluffing out its tail.
بالش را پف کنید؛ یک سنجاب که دم خود را پف می کند.
The movie was just another bit of fluff from Hollywood.
فیلم فقط یک تکه پف دیگر از هالیوود بود.
The report was mostly fluff, with little new information.
گزارش بیشتر پف بود، با اطلاعات جدید کم.
the extra fluffed his only line.
بازیگر مکمل تنها خط خود را پف کرد.
Woolen blankets often have fluff on them.
ملحفه های پشمی اغلب روی آنها پف دارند.
While reading, he fluffed frequently.
در حین خواندن، او اغلب پف می کرد.
The bird fluffed its feathers.
پرنده پرهای خود را پف کرد.
There's fluff and dust under the furniture. Please clean it properly.
زیر مبلمان پف و گرد و غبار وجود دارد. لطفاً به درستی آن را تمیز کنید.
She fluffed up her hair.
او موهایش را پف کرد.
The bird fluffed out its feathers.
پرنده پرهای خود را پف کرد.
Let me fluff up your pillows for you.
اجازه دهید بالش های شما را برایتان پف کنم.
They fluffed their chance to participate in the playoffs by losing their last three games.
آنها با باختن سه بازی آخرشان، شانس خود را برای شرکت در پلی آف پف کردند.
The bird fluffed out its feathers in the sun.
پرنده پرهای خود را در آفتاب پف کرد.
The actress was so absent-minded that she fluffed her lines.
بازیگر آنقدر حواس پرت بود که خطوط خود را پف کرد.
She improved on the cotton fluffer and successively made the most advanced textile tool of the time, a pedal spinning wheel with three spindles.
او در دستگاه پف کننده پنبه بهبود بخشید و به طور متوالی پیشرفته ترین ابزار نساجی زمان، یک چرخ نساجی پدالی با سه قرقره، ساخت.
"Does he have any other flairs? Say, can he father a country, or fluff cotton, or make salted-meat?"
آیا او استعدادهای دیگری هم دارد؟ بگو ببین، آیا می تواند کشوری را به دنیا بیاورد، یا پنبه را پف دهد، یا گوشت نمک سود کند؟
I realized that I also needed fluff—or should I say, some schmaltz—all the details that women think of and men usually don't consider.
من متوجه شدم که به پف - یا بهتر است بگویم، کمی احساسات - نیاز دارم، تمام جزئیاتی که زنان فکر می کنند و مردان معمولاً در نظر نمی گیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید