squeeze

[ایالات متحده]/skwiːz/
[بریتانیا]/skwiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به شدت به هم فشار آوردن؛ استخراج با اعمال فشار
vt. استخراج با اعمال فشار
n. یک وضعیت شلوغ یا تنگ؛ کمبود یا سختی

عبارات و ترکیب‌ها

squeeze tightly

فشار دادن محکم

squeeze out

بیرون فشار دادن

squeeze through

از میان فشار دادن

give a squeeze

فشار دادن

squeeze past

از کنار فشار دادن

squeeze in

وارد شدن با فشار

squeeze the trigger

فشردن ماشه

squeeze casting

ریخته‌گری پرس

credit squeeze

فشار اعتباری

squeeze into

وارد شدن با فشار

tight squeeze

فشار زیاد

liquidity squeeze

فشار نقدینگی

squeeze head

فشار دادن سر

جملات نمونه

a squeeze of lemon.

یک عدد لیمو

a gentle squeeze of the trigger.

فشار ملایم ماشه

a squeeze of lemon juice.

چکه‌ای آب لیمو

it was a tight squeeze in the tiny hall.

فشرده‌بودن در تالار کوچک

it was a tight squeeze in the tiny vestibule.

فشرده‌بودن در راهروی کوچک

squeeze juice from an orange

آبمیوه را از یک پرتقال بگیرید.

to squeeze the juice out of a lemon

آبمیوه را از یک لیمو بیرون بگیرید.

squeeze through a crowd; squeeze into a tight space.

از میان جمعیت عبور کنید؛ در یک فضای تنگ جا بگیرید.

squeeze out as much juice as you can.

تا جایی که می توانید آبمیوه بگیرید.

Sarah squeezed in beside her.

سارا کنار او جا گرفت.

squeeze oneself into a crowded bus

خود را در یک اتوبوس شلوغ جا دهید

The measure squeezed through the parliament.

این طرح از پارلمان عبور کرد.

He can't squeeze the wet coat dry.

او نمی‌تواند لباس خیس را خشک کند.

This only gave them opportunity to squeeze profits.

این فقط به آنها فرصتی داد تا سود را افزایش دهند.

squeeze juice from a lemon; squeezed a confession out of a suspect.

آب لیمو بگیرید؛ اعتراف را از مظنون بیرون بکشید.

The government will always try to squeeze more money out of the taxpayer.

دولت همیشه سعی می‌کند پول بیشتری از مالیات‌دهندگان بگیرد.

light squeezed through a small split in the curtain.

نور از یک شکاف کوچک در پرده عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

Folks are feeling as squeezed as ever.

مردم احساس می‌کنند که بیش از همیشه در فشار هستند.

منبع: Obama's weekly television address.

" Extraordinary! " he muttered, squeezing Harry's arm.

" فوق العاده!" او غرغر کرد و بازوی هری را فشار داد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Well, no one has successfully squeezed him.

خب، هیچ کس تا به حال او را با موفقیت فشار نداده است.

منبع: Billions Season 1

Imagine you're getting squeezed on both sides, right?

تصور کنید که از هر دو طرف فشار داده می شوید، درسته؟

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

All right, Ross, don't squeeze it so hard.

باشه، راس، آن را آنقدر محکم فشار نده.

منبع: Friends Season 2

And the more you eat, the bigger the squeeze.

و هر چه بیشتر بخورید، فشار بیشتر می شود.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Um, do you think that you could squeeze us in?

اممم، فکر می کنید می توانید ما را جا بدهید؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

" Higher than the mountains" . She gave his hand a squeeze.

" از کوه‌ها هم بالاتر" . او دستش را فشار داد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

The former has to get everyone in, squeeze, squeeze, jostle, nudge. What are the choices?

او باید همه را وارد کند، فشار دهد، فشار دهد، هل دهد، هل دهد. چه گزینه هایی وجود دارد؟

منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van Rijn

Show me where she squeezes and lingers.

به من نشان بده کجا فشار می دهد و معطل می شود.

منبع: Modern Family - Season 02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید