squeeze tightly
فشار دادن محکم
squeeze out
بیرون فشار دادن
squeeze through
از میان فشار دادن
give a squeeze
فشار دادن
squeeze past
از کنار فشار دادن
squeeze in
وارد شدن با فشار
squeeze the trigger
فشردن ماشه
squeeze casting
ریختهگری پرس
credit squeeze
فشار اعتباری
squeeze into
وارد شدن با فشار
tight squeeze
فشار زیاد
liquidity squeeze
فشار نقدینگی
squeeze head
فشار دادن سر
a squeeze of lemon.
یک عدد لیمو
a gentle squeeze of the trigger.
فشار ملایم ماشه
a squeeze of lemon juice.
چکهای آب لیمو
it was a tight squeeze in the tiny hall.
فشردهبودن در تالار کوچک
it was a tight squeeze in the tiny vestibule.
فشردهبودن در راهروی کوچک
squeeze juice from an orange
آبمیوه را از یک پرتقال بگیرید.
to squeeze the juice out of a lemon
آبمیوه را از یک لیمو بیرون بگیرید.
squeeze through a crowd; squeeze into a tight space.
از میان جمعیت عبور کنید؛ در یک فضای تنگ جا بگیرید.
squeeze out as much juice as you can.
تا جایی که می توانید آبمیوه بگیرید.
Sarah squeezed in beside her.
سارا کنار او جا گرفت.
squeeze oneself into a crowded bus
خود را در یک اتوبوس شلوغ جا دهید
The measure squeezed through the parliament.
این طرح از پارلمان عبور کرد.
He can't squeeze the wet coat dry.
او نمیتواند لباس خیس را خشک کند.
This only gave them opportunity to squeeze profits.
این فقط به آنها فرصتی داد تا سود را افزایش دهند.
squeeze juice from a lemon; squeezed a confession out of a suspect.
آب لیمو بگیرید؛ اعتراف را از مظنون بیرون بکشید.
The government will always try to squeeze more money out of the taxpayer.
دولت همیشه سعی میکند پول بیشتری از مالیاتدهندگان بگیرد.
light squeezed through a small split in the curtain.
نور از یک شکاف کوچک در پرده عبور کرد.
Folks are feeling as squeezed as ever.
مردم احساس میکنند که بیش از همیشه در فشار هستند.
منبع: Obama's weekly television address." Extraordinary! " he muttered, squeezing Harry's arm.
" فوق العاده!" او غرغر کرد و بازوی هری را فشار داد.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireWell, no one has successfully squeezed him.
خب، هیچ کس تا به حال او را با موفقیت فشار نداده است.
منبع: Billions Season 1Imagine you're getting squeezed on both sides, right?
تصور کنید که از هر دو طرف فشار داده می شوید، درسته؟
منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive ReadingAll right, Ross, don't squeeze it so hard.
باشه، راس، آن را آنقدر محکم فشار نده.
منبع: Friends Season 2And the more you eat, the bigger the squeeze.
و هر چه بیشتر بخورید، فشار بیشتر می شود.
منبع: PBS Fun Science PopularizationUm, do you think that you could squeeze us in?
اممم، فکر می کنید می توانید ما را جا بدهید؟
منبع: Desperate Housewives Season 7" Higher than the mountains" . She gave his hand a squeeze.
" از کوهها هم بالاتر" . او دستش را فشار داد.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)The former has to get everyone in, squeeze, squeeze, jostle, nudge. What are the choices?
او باید همه را وارد کند، فشار دهد، فشار دهد، هل دهد، هل دهد. چه گزینه هایی وجود دارد؟
منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van RijnShow me where she squeezes and lingers.
به من نشان بده کجا فشار می دهد و معطل می شود.
منبع: Modern Family - Season 02لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید