yanked away
بیرون کشیده شد
yanked out
بیرون کشیده شد
yanked back
به عقب کشیده شد
yanked up
به بالا کشیده شد
yanked down
به پایین کشیده شد
yanked forward
به جلو کشیده شد
yanked free
آزاد شد
yanked hard
سخت بیرون کشیده شد
yanked loose
شل شد
yanked tight
سفت بیرون کشیده شد
the child yanked the toy from his friend's hands.
کودک اسباببازی را از دست دوستش کشید.
she yanked the door open in frustration.
او در را با ناامیدی باز کرد.
he yanked the blanket off the bed.
او پتو را از روی تخت خواب کشید.
the mechanic yanked the old part out of the engine.
مکانیک قطعه قدیمی را از موتور بیرون کشید.
she yanked her hair back into a ponytail.
او موهایش را دوباره به حالت دم اسبی کشید.
the teacher yanked the paper from the student's hand.
معلم کاغذ را از دست دانشآموز کشید.
he yanked the leash to pull the dog away from the street.
او بند قلاده را کشید تا سگ را از خیابان دور کند.
she yanked off her shoes after a long day.
او بعد از یک روز طولانی کفشش را درآورد.
the player yanked the ball from his opponent.
بازیکن توپ را از حریفش کشید.
he yanked the curtain shut to block the light.
او پرده را بست تا نور را مسدود کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید