yanked

[ایالات متحده]/jæŋkt/
[بریتانیا]/jæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته yank؛ به کسی شوخی کردن یا دست انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

yanked away

بیرون کشیده شد

yanked out

بیرون کشیده شد

yanked back

به عقب کشیده شد

yanked up

به بالا کشیده شد

yanked down

به پایین کشیده شد

yanked forward

به جلو کشیده شد

yanked free

آزاد شد

yanked hard

سخت بیرون کشیده شد

yanked loose

شل شد

yanked tight

سفت بیرون کشیده شد

جملات نمونه

the child yanked the toy from his friend's hands.

کودک اسباب‌بازی را از دست دوستش کشید.

she yanked the door open in frustration.

او در را با ناامیدی باز کرد.

he yanked the blanket off the bed.

او پتو را از روی تخت خواب کشید.

the mechanic yanked the old part out of the engine.

مکانیک قطعه قدیمی را از موتور بیرون کشید.

she yanked her hair back into a ponytail.

او موهایش را دوباره به حالت دم اسبی کشید.

the teacher yanked the paper from the student's hand.

معلم کاغذ را از دست دانش‌آموز کشید.

he yanked the leash to pull the dog away from the street.

او بند قلاده را کشید تا سگ را از خیابان دور کند.

she yanked off her shoes after a long day.

او بعد از یک روز طولانی کفشش را درآورد.

the player yanked the ball from his opponent.

بازیکن توپ را از حریفش کشید.

he yanked the curtain shut to block the light.

او پرده را بست تا نور را مسدود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید