jerked awake
بیدار شدن ناگهانی
jerked back
پس زدن ناگهانی
jerked forward
به جلو کشیدن ناگهانی
jerked around
چرخاندن ناگهانی
jerked out
بیرون کشیدن ناگهانی
jerked off
خودارضایی
jerked up
بالا کشیدن ناگهانی
jerked sideways
به کناره کشیدن ناگهانی
jerked down
پایین کشیدن ناگهانی
he jerked the steering wheel to avoid the obstacle.
او برای جلوگیری از مانع، فرمان را به شدت چرخاند.
she jerked her head back in surprise.
او با تعجب سر خود را به عقب چرخاند.
the dog jerked on the leash, eager to run.
سگ با اشتیاق به دویدن، به شدت تسمه را میکشید.
he jerked awake from a deep sleep.
او از خواب عمیقی به طور ناگهانی از خواب بیدار شد.
she jerked the door open in frustration.
او با ناامیدی در سریعترین زمان ممکن در را باز کرد.
the sudden noise jerked him out of his thoughts.
صدای ناگهانی او را از افکارش بیرون کشید.
he jerked his arm away when she touched him.
وقتی او به او دست زد، او دست خود را به سرعت کنار کشید.
the car jerked forward when the driver hit the gas.
وقتی راننده پدال گاز را فشار داد، ماشین به طور ناگهانی به جلو حرکت کرد.
she jerked the paper from his hands.
او کاغذ را از دست او به سرعت بیرون کشید.
his heart jerked in his chest at the news.
با شنیدن این خبر، قلبش در سینه او به شدت به لرزه افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید