jerked

[ایالات متحده]/dʒɜːkt/
[بریتانیا]/dʒɜrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل jerk؛ به طور ناگهانی و تند حرکت کردن یا باعث حرکت شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

jerked awake

بیدار شدن ناگهانی

jerked back

پس زدن ناگهانی

jerked forward

به جلو کشیدن ناگهانی

jerked around

چرخاندن ناگهانی

jerked out

بیرون کشیدن ناگهانی

jerked off

خودارضایی

jerked up

بالا کشیدن ناگهانی

jerked sideways

به کناره کشیدن ناگهانی

jerked down

پایین کشیدن ناگهانی

جملات نمونه

he jerked the steering wheel to avoid the obstacle.

او برای جلوگیری از مانع، فرمان را به شدت چرخاند.

she jerked her head back in surprise.

او با تعجب سر خود را به عقب چرخاند.

the dog jerked on the leash, eager to run.

سگ با اشتیاق به دویدن، به شدت تسمه را می‌کشید.

he jerked awake from a deep sleep.

او از خواب عمیقی به طور ناگهانی از خواب بیدار شد.

she jerked the door open in frustration.

او با ناامیدی در سریع‌ترین زمان ممکن در را باز کرد.

the sudden noise jerked him out of his thoughts.

صدای ناگهانی او را از افکارش بیرون کشید.

he jerked his arm away when she touched him.

وقتی او به او دست زد، او دست خود را به سرعت کنار کشید.

the car jerked forward when the driver hit the gas.

وقتی راننده پدال گاز را فشار داد، ماشین به طور ناگهانی به جلو حرکت کرد.

she jerked the paper from his hands.

او کاغذ را از دست او به سرعت بیرون کشید.

his heart jerked in his chest at the news.

با شنیدن این خبر، قلبش در سینه او به شدت به لرزه افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید