teared apart
پاره شده
teared up
گریهکنان
teared edges
لبههای پاره
teared paper
کاغذ پاره
teared fabric
پارچه پاره
teared photo
عکس پاره
teared heart
قلب شکسته
teared letter
نامه پاره
teared book
کتاب پاره
teared feelings
احساسات پارهپاره
she teared up during the emotional movie.
او در حین تماشای فیلم احساسی اشک ریخت.
he teared the paper into small pieces.
او کاغذ را به تکه های کوچک پاره کرد.
the child teared at the edges of the drawing.
کودک لبه های نقاشی را پاره کرد.
she teared with joy at the surprise party.
او با خوشحالی در مهمانی غافلگیری اشک ریخت.
he teared his shirt while playing football.
او در حین بازی فوتبال پیراهنش را پاره کرد.
they teared down the old building.
آنها ساختمان قدیمی را تخریب کردند.
she teared the letter before reading it.
او قبل از خواندن نامه آن را پاره کرد.
the kids teared apart the cardboard box.
کودکان جعبه مقوا را از هم پاره کردند.
he teared up when he heard the sad news.
او وقتی خبرهای غم انگیز را شنید اشک ریخت.
she teared her way through the tough times.
او با وجود سختی ها از پس مشکلات برآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید