miss

[ایالات متحده]/mɪs/
[بریتانیا]/mɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتباه، ناکامی، لغزش؛ اجتناب؛ زن یا دختر جوان
vt.& vi. نتوانستن به ضربه زدن یا گرفتن؛ نتوانستن به رسیدن؛ نتوانستن به حضور یافتن؛ نتوانستن به هم‌گام شدن

جملات نمونه

miss the target by a hair

از هدف کمی کوتاه ماندن

to miss the target a mile

خیلی دور از هدف بودن

a missing person; soldiers missing in action.

یک فرد گمشده؛ سربازانی که در عملیات مفقود شده‌اند.

She is a saucy little miss!

او یک دختر کوچولوی پر ادعا است!

don't miss this cracker of a CD.

این سی‌دی فوق‌العاده را از دست ندهید.

I'll miss you dreadfully.

خیلی دلتنگت خواهم شد.

don't be perky, miss!.

پر ادعا نباشید، خانم!

the beautiful Estella is Miss Havisham's tool.

استلا زیبا ابزار خانم هاوی sham است.

I wouldn't miss it for the world.

برای هیچ چیز دنیا از دست دادن آن پشیمان نخواهم شد.

completely missed the point of the film.

به طور کامل نکته فیلم را از دست داد.

missed out on the promotion.

فرصت ارتقا را از دست داد.

The teacher was known for not missing a trick.

معلم به خاطر این که حقه ای را از دست نمی داد مشهور بود.

Allow me to introduce Miss Mary.

اجازه دهید خانم مری را معرفی کنم.

the jury of the Miss World competition

داوران مسابقه دوشیزه جهان

They were mad about missing the train.

آنها به دلیل از دست دادن قطار عصبانی بودند.

I was lucky to miss the traffic accident.

خوش‌شانس بودم که از تصادف رانندگی جان سالم به در بردم.

نمونه‌های واقعی

Devoted concertgoers who reply that recordings are no substitute for live performance are missing the point.

تماشاگران متعصب کنسرت که می‌گویند ضبط‌ها جایگزین اجرای زنده نیستند، نکته اصلی را از دست می‌دهند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

It's an opportunity to save lives, and an opportunity we just can't miss.

این فرصتی برای نجات جان‌ها است و فرصتی که نمی‌توانیم از دست بدهیم.

منبع: Obama's weekly television address.

A boulder rolled down the slope and narrowly missed the car.

یک سنگ بزرگ از شیب به پایین غلتید و به طرز خطرناکی از ماشین جا خالی داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

At half past eight, Mr. Dursley picked up his briefcase, pecked Mrs. Dursley on the cheek, and tried to kiss Dudley good-bye but missed , because Dudley was now having a tantrum and throwing his cereal at the walls .

ساعت هشت و نیم، آقای دورسلی کیف دستی خود را برداشت، خانم دورسلی را در گونه بوسید و سعی کرد خداحافظی کند، اما موفق نشد، زیرا دیودلی عصبانی شده بود و غلات خود را به دیوار می‌انداخت.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

I'll miss him. He has always been a good neighbour.

او را از دست خواهم داد. او همیشه همسایه‌ای خوب بوده است.

منبع: New Concept English: British English Version, Book 1 (Translation)

But its suggestions are hit or miss. And while the Echo Look may help you decide between two looks, it can't take into account the nuance of where you're going.

اما پیشنهادات آن خوب یا بد هستند. و در حالی که Echo Look ممکن است به شما کمک کند تا بین دو ظاهر تصمیم بگیرید، نمی‌تواند ظرافت جایی که می‌روید را در نظر بگیرد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Get it wrong and you could miss out on a good opportunity.

اشتباه کنید و ممکن است فرصت خوبی را از دست بدهید.

منبع: 6 Minute English

To us, a miss is as good as a mile.

برای ما، جا زدن به اندازه یک مایل خوب است.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

My heart missed a beat. What could it mean?

قلبم یک ضربان را از دست داد. این چه معنایی داشت؟

منبع: Jane Eyre

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید