find

[ایالات متحده]/faɪnd/
[بریتانیا]/faɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور تصادفی یا غیرمنتظره کشف کردن یا درک کردن؛ تلاشی برای به دست آوردن انجام دادن
n. چیزی که پیدا یا کشف شده است؛ یک تصمیم یا قضاوت

عبارات و ترکیب‌ها

find oneself

خود را پیدا کردن

find out

کشف کردن

try to find

سعی در یافتن

only to find

فقط برای یافتن

find what

یافتن چه

find out about

درباره یافتن

find fault

ایراد گرفتن

find one's way

یافتن راه خود

find for

برای یافتن

find an excuse

بهانه‌ای پیدا کردن

find fault with

ایراد گرفتن با

find expression in

در بیان یافتن

please find enclosed

لطفاً پیوست را ببینید

find application

یافتن کاربرد

find a market

یافتن یک بازار

جملات نمونه

to find a beachcomber

برای یافتن یک جمع‌کننده اشیاء ساحلی

a predisposition to find fault

تمایلی به یافتن نقص

find it difficult to explain

توضیح آن را دشوار می دانم

find money for a plan

پول برای یک برنامه پیدا کنید

find against the plaintiff

علیه خواهان رای دهید

the finding of a jury

نتیجه‌گیری هیئت منصفه

find sb. explanatory and reasonable

فردی را که توضیحات و منطقی است، پیدا کنید

quick to find fault.

سریع برای یافتن نقص.

Walk east to find lodgings.

برای یافتن اقامتگاه به سمت شرق بروید.

You can find it on the Internet.

می توانید آن را در اینترنت پیدا کنید.

it was a relief to find somewhere to stay.

یک تسکین بود که جایی برای اقامت پیدا کردیم.

find the cube root of the result.

ریشه مکعب نتیجه را پیدا کنید.

they find the work too taxing.

آنها کار را بیش از حد طاقت‌فرسا می‌دانند.

find consolation in one's work

تسلی را در کار خود بیابید.

find surcease from care

آرامش از نگرانی‌ها پیدا کنید

find a good friend in (sb.)

یک دوست خوب در (کسی) پیدا کنید

نمونه‌های واقعی

It was a stray cat that I found.

من یک گربه ولگرد پیدا کردم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

The cane's user must manually find and avoid obstructions.

کاربر عصا باید به صورت دستی موانع را پیدا و از آنها اجتناب کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2015

The clerics' driver was later found dead.

راننده روحانیون بعداً متوفی پیدا شد.

منبع: VOA Daily Standard September 2019 Collection

Here is how you can find us.

اینجاست که می توانید ما را پیدا کنید.

منبع: Model Essay for Full Marks in English Gaokao

Yeah, Mr. Great Tracker. Can’t even find a sloth.

بله، آقای ردیاب بزرگ. حتی نمی‌تواند یک تنبل را پیدا کند.

منبع: Ice Age 1 Highlights

Try to find some dignity in the situation.

سعی کنید در این وضعیت کمی وقار پیدا کنید.

منبع: American Horror Story Season 1

There are almost definitely fascinating fossils to be found here.

تقریباً به طور قطع فسیل‌های جالب برای یافتن در اینجا وجود دارد.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 Collection

I find sunshine is the best disinfectant.

من فکر می‌کنم نور خورشید بهترین ضدعفونی کننده است.

منبع: Lawsuit Duet Season 1

Not that. How did you find peace?

نه آن. چطور آرامش پیدا کردی؟

منبع: Kung Fu Panda 2

All the answers will be found within.

تمام پاسخ‌ها در درون یافت خواهد شد.

منبع: Kung Fu Panda 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید