outdo

[ایالات متحده]/aʊt'duː/
[بریتانیا]/ˌaʊt'du/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراتر رفتن؛ تجاوز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

outdo oneself

بهتر از خود عمل کردن

جملات نمونه

the men tried to outdo each other in their generosity.

مردان تلاش کردند یکدیگر را در سخاوت پشت سر بگذارند.

every clansman was determined to outdo the Campbells in display, and looked to his finery.

هر مرد قبیله‌ای مصمم بود که از کمپل‌ها پیشی بگیرد و به لباس‌هایش توجه کند.

Great art transcends mere rules of composition. Tooutdo is to excel in doing or performing:

هنر بزرگ فراتر از قوانین صرف ترکیب است. Tooutdo به معنای برتری در انجام یا اجرا است:

She always strives to outdo her colleagues in sales.

او همیشه تلاش می کند تا همکاران خود را در فروش پشت سر بگذارد.

The new restaurant aims to outdo its competitors with unique menu offerings.

رستوران جدید قصد دارد با ارائه پیشنهادات منوی منحصر به فرد، رقبای خود را پشت سر بگذارد.

His determination to outdo himself led to great success in his career.

عزیمت او برای بهتر شدن خود منجر به موفقیت بزرگ در حرفه او شد.

The team worked together to outdo their previous performance.

تیم برای پشت سر گذاشتن عملکرد قبلی خود با هم همکاری کردند.

The company's innovative approach helped them outdo their competitors.

رویکرد نوآورانه شرکت به آنها کمک کرد تا رقبای خود را پشت سر بگذارند.

She managed to outdo her own expectations with her hard work.

او توانست با تلاش خود انتظارات خود را پشت سر بگذارد.

The athlete trained tirelessly to outdo his personal best record.

ورزشکار برای پشت سر گذاشتن رکورد بهترین خود به طور خستگی ناپذیر تمرین کرد.

The students were encouraged to outdo each other in academics.

دانشجویان تشویق شدند تا در تحصیلات یکدیگر را پشت سر بگذارند.

The artist's latest work aims to outdo all his previous creations.

آخرین اثر هنرمند قصد دارد برتر از تمام آثار قبلی او باشد.

The team's collaborative effort helped them outdo the competition.

تلاش مشترک تیم به آنها کمک کرد تا بر رقابت غلبه کنند.

نمونه‌های واقعی

How are we gonna like outdo what we did?

چگونه قصد داریم آنچه انجام داده ایم، پشت سر بگذاریم؟

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Besides, every time I try, I am constantly outdone by my husband.

علاوه بر این، هر بار که تلاش می کنم، دائماً توسط همسرم پشت سر گذاشته می شوم.

منبع: Love resides in my heart.

Our sister planet seems to have outdone one of our 7 natural wonders.

سیاره خواهر ما به نظر می رسد که یکی از 7 شگفتی طبیعی ما را پشت سر گذاشته است.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Do you feel pressure to outdo yourself every year? What's your process?

آیا احساس می کنید که هر سال باید خودتان را پشت سر بگذارید؟ روند شما چیست؟

منبع: Learn to dress like a celebrity.

But Elon Musk has outdone himself here.

اما ایلون ماسک در اینجا خود را پشت سر گذاشته است.

منبع: Mysteries of the Universe

Jim's, not to be outdone, would affix bows and rosettes everywhere.

جیمز، که نمی خواست پشت سر گذاشته شود، همه جا روبان و گل رز می بست.

منبع: Returning Home

Maya, you have outdone yourself with this meal.

مایا، شما با این غذا خودتان را پشت سر گذاشته اید.

منبع: S03

Trick outdid himself with the referral.

تیک با معرفی خود را پشت سر گذاشت.

منبع: Lost Girl Season 2

Many people try to outdo themselves day after day.

بسیاری از مردم سعی می کنند روزی روزی خود را پشت سر بگذارند.

منبع: Science in Life

No, not even. Thinking he could not be outdone, the father frog puffed up his stomach even more.

نه، حتی نه. با این فکر که نمی توانست پشت سر گذاشته شود، پدر قورباغه بیشتر از همیشه شکمش را باد کرد.

منبع: 101 Children's English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید