beat

[ایالات متحده]/biːt/
[بریتانیا]/bit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تپیدن (از قلب)
vt. & vi. ضربه زدن مکرر
vt. شکست دادن
n. یک ضربه، یک ریتم.

عبارات و ترکیب‌ها

beat the competition

شکست دادن رقابت

heart beat

ضربان قلب

beat the odds

غلبه بر شانس

beat the clock

غلبه بر زمان

beat the drum

نواختن طبل

beat the bushes

جستجو در میان بوته ها

beat the heat

مقابله با گرما

beat all

همه را شکست دادن

beat down

سرکوب کردن

beat up

کتک زدن

beat out

غالب شدن

beat back

پس زدن

beat in

وارد شدن

beat on

ادامه ضربه زدن

beat a retreat

کشمانی کردن

beat it out

به بیرون راندن

beat about

در مورد... به دور و بر

beat off

دفع کردن

beat for

برای... ضربه زدن

beat it up

آن را خراب کردن

beat the rap

از مجازات فرار کردن

beat generation

نسل بیت

beat frequency

فرکانس ضربان

premature beat

ضربان زودرس

جملات نمونه

the incessant beat of the music.

ضربات مداوم موسیقی

they beat me terribly.

آنها وحشتناک کتک زدم.

beat sb. black and blue

کتک زدن کسی تا کبود و سیاه شود

beat the garlic into mash

سیر را به صورت له درآورید.

beat back the enemy.

دشمن را عقب برانید.

The gong beat thunderously.

گונگ به شدت به صدا درآمد.

It is wrong to beat others.

کتک زدن دیگران اشتباه است.

They are beating the air.

آنها در حال ضربه زدن به هوا هستند.

They beat the drum for freedom.

آنها برای آزادی طبل زدند.

the battle to beat car crime.

نبرد برای شکست دادن جرم و جنایت خودرو

the faint beat of a butterfly's wing.

ضربات ضعیف بال یک پروانه.

John beat him with a stick.

جان او را با چوب کتک زد.

To beat soundly or thoroughly;drub.

به شدت یا به طور کامل شکست دادن؛کتک زدن.

beat a path through the jungle.

یک راه را از طریق جنگل باز کرد.

the relentless beat of the drums.

ضربات بی‌وقفه درام.

You can't beat the system.

نمی‌توانید سیستم را شکست دهید.

نمونه‌های واقعی

By this time, I am pretty beat.

در این زمان، من خیلی خسته ام.

منبع: Lucy’s Day in ESL

My heart is beating with hers Is beating with hers (ooo)

قلب من با قلب او تپش دارد، قلب او تپش دارد (اوو)

منبع: Listening to Songs to Learn English (Selected Audio)

They blustered about how they would beat us all up.

آنها با غرور و خودبزرگی در مورد اینکه ما را کتک می زنند صحبت کردند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Yeah, you beat me off the line.

بله، شما مرا از خط دور کردید.

منبع: Technology Trends

Her grandpa walked a beat on... - Bushwick.

پدربزرگش در... - بوشویک، یک دور گشت.

منبع: Billions Season 1

I mean, you can never beat this moment.

منظورم این است که نمی توانید این لحظه را شکست دهید.

منبع: Cheddar Science Interpretation (Bilingual Selected)

Morty We're not skipping a beat, Morty.

مرتی، ما یک لحظه هم از دست نمی دهیم، مرتی.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

[Barry] You can't beat a club sandwich.

[باری] شما نمی توانید ساندویچ باشگاه را شکست دهید.

منبع: Gourmet Base

I hope you're not beating yourself up.

امیدوارم خودتان را سرزنش نکنید.

منبع: Modern Family - Season 02

I didn't know this was your beat.

من نمی دانستم این وظیفه شماست.

منبع: Billions Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید