beat the competition
شکست دادن رقابت
heart beat
ضربان قلب
beat the odds
غلبه بر شانس
beat the clock
غلبه بر زمان
beat the drum
نواختن طبل
beat the bushes
جستجو در میان بوته ها
beat the heat
مقابله با گرما
beat all
همه را شکست دادن
beat down
سرکوب کردن
beat up
کتک زدن
beat out
غالب شدن
beat back
پس زدن
beat in
وارد شدن
beat on
ادامه ضربه زدن
beat a retreat
کشمانی کردن
beat it out
به بیرون راندن
beat about
در مورد... به دور و بر
beat off
دفع کردن
beat for
برای... ضربه زدن
beat it up
آن را خراب کردن
beat the rap
از مجازات فرار کردن
beat generation
نسل بیت
beat frequency
فرکانس ضربان
premature beat
ضربان زودرس
the incessant beat of the music.
ضربات مداوم موسیقی
they beat me terribly.
آنها وحشتناک کتک زدم.
beat sb. black and blue
کتک زدن کسی تا کبود و سیاه شود
beat the garlic into mash
سیر را به صورت له درآورید.
beat back the enemy.
دشمن را عقب برانید.
The gong beat thunderously.
گונگ به شدت به صدا درآمد.
It is wrong to beat others.
کتک زدن دیگران اشتباه است.
They are beating the air.
آنها در حال ضربه زدن به هوا هستند.
They beat the drum for freedom.
آنها برای آزادی طبل زدند.
the battle to beat car crime.
نبرد برای شکست دادن جرم و جنایت خودرو
the faint beat of a butterfly's wing.
ضربات ضعیف بال یک پروانه.
John beat him with a stick.
جان او را با چوب کتک زد.
To beat soundly or thoroughly;drub.
به شدت یا به طور کامل شکست دادن؛کتک زدن.
beat a path through the jungle.
یک راه را از طریق جنگل باز کرد.
the relentless beat of the drums.
ضربات بیوقفه درام.
You can't beat the system.
نمیتوانید سیستم را شکست دهید.
By this time, I am pretty beat.
در این زمان، من خیلی خسته ام.
منبع: Lucy’s Day in ESLMy heart is beating with hers Is beating with hers (ooo)
قلب من با قلب او تپش دارد، قلب او تپش دارد (اوو)
منبع: Listening to Songs to Learn English (Selected Audio)They blustered about how they would beat us all up.
آنها با غرور و خودبزرگی در مورد اینکه ما را کتک می زنند صحبت کردند.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeYeah, you beat me off the line.
بله، شما مرا از خط دور کردید.
منبع: Technology TrendsHer grandpa walked a beat on... - Bushwick.
پدربزرگش در... - بوشویک، یک دور گشت.
منبع: Billions Season 1I mean, you can never beat this moment.
منظورم این است که نمی توانید این لحظه را شکست دهید.
منبع: Cheddar Science Interpretation (Bilingual Selected)Morty We're not skipping a beat, Morty.
مرتی، ما یک لحظه هم از دست نمی دهیم، مرتی.
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)[Barry] You can't beat a club sandwich.
[باری] شما نمی توانید ساندویچ باشگاه را شکست دهید.
منبع: Gourmet BaseI hope you're not beating yourself up.
امیدوارم خودتان را سرزنش نکنید.
منبع: Modern Family - Season 02I didn't know this was your beat.
من نمی دانستم این وظیفه شماست.
منبع: Billions Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید