rest and relax
استراحت و آرامش
relax and rejuvenate
آرامش و تجدید قوا
relax oneself
خود را آرام کردن
relax at the seashore
استراحت در کنار ساحل
Just relax and be yourself.
فقط استراحت کنید و خودتان باشید.
the team relax with a lot of skiing.
تیم با اسکی زیادی استراحت کرد.
relax by going to the movies
با رفتن به سینما استراحت کنید.
Don't relax your efforts.
نباید تلاش خود را کاهش دهید.
Relax when you dance.
وقتی میرقصیدید استراحت کنید.
they could have a relaxing evening.
آنها میتوانند یک شب آرامشبخش داشته باشند.
Harley relaxed and began to groove.
هارلی آرام گرفت و شروع به رقصیدن کرد.
relax, what's the hurry?.
آرام باشید، چه عجله ای؟
my idea of paradise is to relax on the seafront.
ایده من از بهشت، استراحت در کنار دریا است.
the ministry relaxed some of the restrictions.
وزارت برخی از محدودیتها را کاهش داد.
the relaxed and comfortable atmosphere of the hotel.
فضای آرام و راحت هتل.
The warm bath relaxed me.
حمام گرم آرامم کرد.
He sat in a relaxed pose.
او در حالت آرام نشست.
Relax and take it easy for a while.
برای مدتی استراحت کنید و آسان بگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید