revolution

[ایالات متحده]/ˌrevəˈluːʃn/
[بریتانیا]/ˌrevəˈluːʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تغییر یا دگرگونی کامل؛ یک تغییر قابل توجه؛ چرخش؛ عمل یا حرکت در اطراف یک نقطه مرکزی.

عبارات و ترکیب‌ها

political revolution

انقلاب سیاسی

industrial revolution

انقلاب صنعتی

social revolution

انقلاب اجتماعی

cultural revolution

انقلاب فرهنگی

technological revolution

انقلاب تکنولوژیکی

chinese revolution

انقلاب چین

democratic revolution

انقلاب دموکراتیک

french revolution

انقلاب فرانسه

green revolution

انقلاب سبز

american revolution

انقلاب آمریکا

october revolution

انقلاب اکتبر

scientific revolution

انقلاب علمی

russian revolution

انقلاب روسیه

agrarian revolution

انقلاب کشاورزی

period of revolution

دوره انقلاب

complete revolution

انقلاب کامل

glorious revolution

انقلاب باشکوه

computer revolution

انقلاب رایانه

sexual revolution

انقلاب جنسی

body of revolution

بدنه انقلاب

جملات نمونه

The Industrial Revolution brought about significant changes in society.

انقلاب صنعتی باعث ایجاد تغییرات قابل توجهی در جامعه شد.

The digital revolution has transformed the way we communicate.

انقلاب دیجیتال نحوه ارتباط ما را متحول کرده است.

She was a key figure in the revolution for women's rights.

او شخصیتی کلیدی در انقلاب برای حقوق زنان بود.

The revolution in technology has made life more convenient.

انقلاب در فناوری زندگی را آسان تر کرده است.

The political revolution led to the overthrow of the oppressive regime.

انقلاب سیاسی منجر به سرنگونی رژیم ستمگر شد.

The cultural revolution in the 1960s challenged traditional norms.

انقلاب فرهنگی در دهه 1960 هنجارهای سنتی را به چالش کشید.

The revolution in medicine has saved countless lives.

انقلاب در پزشکی جان‌های بی‌شماری را نجات داده است.

The revolution in renewable energy is crucial for combating climate change.

انقلاب در انرژی‌های تجدیدپذیر برای مقابله با تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.

The revolution of the Earth around the Sun causes seasons.

چرخش زمین به دور خورشید باعث ایجاد فصل‌ها می‌شود.

The revolutionaries fought for freedom and equality.

انقلابيون برای آزادی و برابری جنگیدند.

نمونه‌های واقعی

Humans, who are limited by slow biological revolution, couldn't compete, and would be superseded.

انسان‌ها که به دلیل تحول بیولوژیکی کند محدود شده‌اند، نمی‌توانستند رقابت کنند و جایگزین می‌شدند.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

It's time for the next industrial revolution.

وقت آن است که انقلاب صنعتی بعدی را آغاز کنیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It takes 30 minutes to complete one revolution.

30 دقیقه طول می‌کشد تا یک انقلاب به پایان برسد.

منبع: Vacation Travel City Guide (Video Version)

Meanwhile, there's no scientific revolution anywhere else.

در همین حال، هیچ انقلاب علمی دیگری در جای دیگری وجود ندارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Imagine what would happen if we started a revolution.

تصور کنید اگر شروع به یک انقلاب کنیم چه اتفاقی می‌افتد.

منبع: Big Think Super Thoughts

Men who sparked a revolution that forever changed America.

مردانی که جرقه‌ای برای انقلابی شدند که آمریکا را برای همیشه تغییر داد.

منبع: Legend of American Business Tycoons

One of the few heirlooms that survived the revolution.

یکی از معدود ارثیه هایی که در انقلاب جان سالم به در برد.

منبع: English little tyrant

It can't be four revolutions, it's got to be seven. Seven? !

نمی‌تواند چهار انقلاب باشد، باید هفت باشد. هفت؟ !

منبع: The Big Bang Theory Season 10

It led to the start of the American Revolution.

این منجر به آغاز انقلاب آمریکا شد.

منبع: This month VOA Special English

People call it the scientific revolution.

مردم آن را انقلاب علمی می‌نامند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection September 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید