overthrow

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈθrəʊ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈθroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سرنگونی; سقوط
vt. از قدرت برکنار کردن; به زمین انداختن

جملات نمونه

machinate the overthrow of the government

دست‌کاری برای سرنگونی دولت

a plot to overthrow the government.

طرحی برای سرنگونی دولت.

plotting the overthrow of the government.

تبت برای سرنگونی دولت.

brew a plot to overthrow the government.

طرحی برای سرنگونی دولت بریزید.

upset a will.See Synonyms at overthrow

ابطال یک وصیت‌نامه. برای مترادف‌ها به سرنگونی مراجعه کنید

they were accused of complicity in the attempt to overthrow the government.

آنها به همدستی در تلاش برای سرنگونی دولت متهم شدند.

they had grasped at any means to overthrow him.

آنها به هر وسیله‌ای برای سرنگونی او متوسل شدند.

radicals seeking to overthrow the social order.

جریّه‌گرایانی که به دنبال سرنگونی نظم اجتماعی هستند.

Several generals formed a conspiracy to overthrow the government.

چند ژنرال برای سرنگونی دولت توطئه‌ای را شکل دادند.

After the overthrow of the government, the country was in chaos.

پس از سرنگونی دولت، کشور در هرج و مرج بود.

he was imprisoned for his involvement in a plot to overthrow the government.

او به دلیل نقش او در توطئه‌ای برای سرنگونی دولت زندانی شد.

military coups which had attempted to overthrow the King.

کودتاهای نظامی که سعی کرده بودند پادشاه را سرنگون کنند.

he grips the ball too tight and overthrows it.

او توپ را خیلی محکم در دست می‌گیرد و آن را سرنگون می‌کند.

In 1986,a bloodless overthrow brought an army officer to power.

در سال 1986، یک کودتای بدون خشونت باعث رسیدن یک افسر ارتش به قدرت شد.

Perkins jumped on him for overthrowing wideout Mark Carrier early in the game.

پِرکینز به دلیل سرنگونی بازیکن بازي‌گير مارك كاريِر در اوایل بازی به او حمله کرد.

He is serving a 15-year sentence for his alleged involvement in a plot to overthrow the government.

او به دلیل مشارکت ادعایی او در طرحی برای سرنگونی دولت، به تحمل 15 سال حبس محکوم شده است.

نمونه‌های واقعی

Mr. Bolton advocated " the overthrow of the mullahs' regime in Tehran."

آقای بولتون از " سرنگونی رژیم ملاها در تهران" حمایت کرد.

منبع: New York Times

692. The overthrown president is overwhelmed by the controversy.

رئیس‌جمهور سرنگون شده درگیر جنجال‌ها شده است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

An earthquake could not overthrow a city with a surer blow.

یک زلزله نمی‌توانست شهری را با ضربه‌ای قوی‌تر سرنگون کند.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Officials accuse Gulen of leading efforts to overthrow the government in 2016.

مقامات گُلِن را به هدایت تلاش‌ها برای سرنگونی دولت در سال ۲۰۱۶ متهم می‌کنند.

منبع: VOA Special February 2019 Collection

But 40 years ago, that Shah was overthrown and forced into exile.

اما ۴۰ سال پیش، آن شاه سرنگون و به تبعید اجبار شد.

منبع: CNN Listening Compilation March 2019

The sale never went through because the shah of Iran was overthrown.

معامله به این دلیل انجام نشد که شاه ایران سرنگون شده بود.

منبع: NPR News August 2016 Compilation

There was a right-wing military coup, where the government of Sukarno was overthrown.

یک کودتای نظامی راست‌گرا وجود داشت که در آن دولت سوکارنو سرنگون شد.

منبع: VOA Standard July 2015 Collection

Maduro has said he is the target of a U.S.-backed plot to overthrow him.

مادورو گفته است که هدف یک طرح با حمایت آمریکا برای سرنگون کردن او است.

منبع: VOA Special March 2019 Collection

After decades of military rule, a civilian government took over, then it was overthrown.

پس از دهه‌ها حکومت نظامی، یک دولت غیرنظامی قدرت را به دست گرفت و سپس سرنگون شد.

منبع: CNN Listening Compilation August 2014

The president of Niger has said government forces have foiled an attempt to overthrow him.

رئیس‌جمهور نیجر گفته است نیروهای دولتی تلاش برای سرنگون کردن او را خنثی کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید