shallow waters
آبهای کمعمق
shallow understanding
درک سطحی
shallow water
آب کمعمق
shallow sea
دریای کمعمق
shallow layer
لایه سطحی
shallow foundation
پایهی کمعمق
shallow well
چاه کمعمق
shallow shell
پوستهی کمعمق
shallow water wave
امواج کمارتفاع
The sea is shallow here.
دریا در اینجا کم عمق است.
a man of facile and shallow intellect.
مردی با هوش سطحی و آسان.
he hit the sea in a shallow dive.
او با شیرجهای کمعمق به دریا برخورد کرد.
there was a long, shallow scrape on his shin.
یک خراش طولانی و کمعمق روی ساق پا وجود داشت.
serve the noodles in a shallow bowl.
نودل ها را در یک کاسه کم عمق سرو کنید.
the shallow bed of the North Sea.
بستر کمعمق دریای شمال.
a shallow analysis of contemporary society.
تجزیه و تحلیل سطحی از جامعه معاصر.
The ship was grounded in shallow water.
کشتی در آب کمعمق به زمین نشست.
a profound glacial chasm. shallow
یک شکاف یخی عمیق. کم عمق
a river vessel of shallow draft.
یک کشتی رودخانهای با پیشنویس کمعمق.
There are dangerous rocks and shallows near the island.
در نزدیکی جزیره صخرهها و آبهای کمعمق خطرناکی وجود دارد.
the puddles had coalesced into shallow streams.
چکهها به جریانهای کمعمق تبدیل شده بودند.
shallow water of no more than 12 feet in depth .
آبهای کمعمق با عمق بیش از 12 فوت.
he was floundering about in the shallow offshore waters.
او در حال دست و پا زدن در آبهای کمعمق ساحلی بود.
shallow water no more than a foot deep.
آبهای کمعمق با عمق بیش از یک فوت.
being fairly shallow, the water was warm.
با توجه به کمعمق بودن، آب گرم بود.
the ships were stranded in shallow water.
کشتیها در آبهای کمعمق سرگردان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید