deep

[ایالات متحده]/di:p/
[بریتانیا]/dip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در عمق یا به سمت داخل، با رنگ تیره، با تن پایین، شدید، عمیق
adv. عمیقاً، تا دیروقت

عبارات و ترکیب‌ها

deep breath

نفس عمیق

deep sleep

خواب عمیق

deep love

عشق عمیق

deep thoughts

افکار عمیق

deep sea

دریا عمیق

deep emotion

احساس عمیق

deep understanding

درک عمیق

deep connection

ارتباط عمیق

in deep

در عمق

deep in

در عمق

deep water

آب عمیق

deep analysis

تجزیه و تحلیل عمیق

deep foundation

پایه‌ عمیق

deep down

در اعماق

deep well

چاه عمیق

deep drawing

کشیدن عمیق

deep inside

درون عمیق

deep red

قرمز تیره

deep excavation

گودبرداری عمیق

deep blue

آبی عمیق

deep ocean

اقیانوس عمیق

deep level

سطح عمیق

deep structure

ساختار عمیق

جملات نمونه

deep in the woods.

در اعماق جنگل

deep in the past.

در اعماق گذشته

the deep of night.

اعماق شب

deep trouble; deepest deceit.

مشکلات عمیق؛ فریبکارترین فریب

deep in thought; deep in financial difficulties.

در فکر فرو رفته؛ عمیقاً در مشکلات مالی

a deep trance; deep devotion.

ترنس عمیق؛ تعهد عمیق

نمونه‌های واقعی

This was a calamity too deep for tears.

این یک مصیبت بسیار عمیق برای گریه کردن بود.

منبع: Gone with the Wind

Wearable technology may be going skin deep.

ممکن است فناوری پوشیدنی به سطح پوست برسد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

It will fall slowly, deeper and deeper.

به آرامی و عمیق تر و عمیق تر سقوط خواهد کرد.

منبع: A Brief History of the World

Hailing the snow, piled white and deep.

برف را تحسین می کرد، سفید و عمیق انباشته شده بود.

منبع: UK original primary school Chinese language class

It'll be 45 meters or 148 feet deep.

تقریباً 45 متر یا 148 فوت عمق خواهد داشت.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

But the problem runs much deeper.

اما مشکل بسیار عمیق تر است.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

She found that she was falling down a very, very deep hole.

او متوجه شد که در حال سقوط به یک سوراخ بسیار عمیق است.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

It blasted out a crater almost 600 feet deep.

یک گودال به عمق تقریباً 600 فوت ایجاد کرد.

منبع: Blue Planet

" Looks like it, " Harry whispered back; his voice came out deep and gravelly.

" به نظر می رسد، " هری زمزمه کرد؛ صدای او عمیق و زنگوله ای بیرون آمد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Except for my deep nausea and pending headache.

به جز تهوع شدید و سردرد قریب الوقوع من.

منبع: Mad Men Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید