subcurrent

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌkʌrənt/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌkɜr.ənt/

ترجمه

n. جریانی که در زیر سطح یک توده آب جریان دارد
adj. موجود یا در حال وقوع در زیر سطح

عبارات و ترکیب‌ها

subcurrent flow

جریان زیرین

subcurrent pressure

فشار زیرین

subcurrent activity

فعالیت زیرین

subcurrent dynamics

پویایی زیرین

subcurrent effects

اثرات زیرین

subcurrent trends

روندهای زیرین

subcurrent analysis

تجزیه و تحلیل زیرین

subcurrent patterns

الگوهای زیرین

subcurrent influences

تاثیرات زیرین

subcurrent movements

حرکات زیرین

جملات نمونه

there was a subcurrent of tension in the room.

فضایی مملو از تنش وجود داشت.

the subcurrent of doubt affected her decision.

جریان تردید بر تصمیم او تأثیر گذاشت.

he felt a subcurrent of excitement during the meeting.

او در طول جلسه، جریان هیجان را احساس کرد.

a subcurrent of anger was evident in his voice.

جریان خشم در صدای او آشکار بود.

the subcurrent of change in the community is palpable.

جریان تغییر در جامعه قابل لمس است.

she noticed a subcurrent of fear among the students.

او جریان ترس را در بین دانش آموزان متوجه شد.

the artist captured the subcurrent of nostalgia in her painting.

هنرمند جریان نوستالژی را در نقاشی خود به تصویر کشید.

there is a subcurrent of optimism in the report.

جریان خوش‌بینی در گزارش وجود دارد.

the subcurrent of rivalry between the teams was intense.

جریان رقابت بین تیم‌ها شدید بود.

he spoke with a subcurrent of sarcasm.

او با جریان طعنه صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید