abhorrences

[ایالات متحده]/əb'hɒr(ə)ns/
[بریتانیا]/əb'hɔrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نفرت یا تنفر شدید نسبت به چیزی یا کسی، عدم علاقه شدید یا تنفر از چیزی یا کسی که نفرت انگیز است

جملات نمونه

society's abhorrence of crime.

نفرت جامعه از جرم و گناه

a cordial abhorrence of waste.

نفرت صمیمانه از اتلاف منابع

have an abhorrence of

نفرت داشتن از

He has a great abhorrence of medicine.

او نفرت زیادی از پزشکی دارد.

Most people have an abhorrence of snake.

اکثر مردم از مار نفرت دارند.

and all the spoils you divided among your favored sons, who burned with zeal for you, and in their abhorrence of the defilement of their kinswoman, called on you for help.

و همه غنائمی که بین پسران مورد علاقه خود تقسیم کردی، که با شور و شوقی برای شما سوختند و در نفرت خود از آلودگی خواهرزاده خود، از شما کمک خواستند.

نمونه‌های واقعی

The abhorrence of loneliness is as natural as wanting to live at all.

تنفر از تنهایی به اندازه تمایل به زندگی کردن طبیعی است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

I began to feel that my abhorrence for Strickland could only be sustained by an effort on my part.

شروع به احساس کردم که نفرت من از استریکلند تنها با تلاش من می تواند حفظ شود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

He always spoke of Napoleon with abhorrence.

او همیشه با نفرت از ناپلئون صحبت می کرد.

منبع: The Red and the Black (Part One)

Bond looked through the bars with the cautious abhorrence she had expected.

باند از میان میله ها با نفرت محتاطانه ای که انتظار داشت نگاه کرد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

His huge enterprise had always remained essentially a copartnership, and he had frequently expressed his abhorrence of trusts.

شرکت بزرگ او همیشه اساساً یک مشارکت باقی مانده بود و او بارها و بارها نفرت خود را از تراست ها ابراز کرده بود.

منبع: The Era of Big Business

He, in common with others of like elevated character, looked upon the kidnapped with abhorrence.

او، مانند دیگران با چنین شخصیتی بلند، به آدم ربایی با نفرت نگاه کرد.

منبع: Twelve Years a Slave

She felt an abhorrence for her husband and hid her face in her hands.

او برای همسرش تنفری احساس کرد و صورت خود را در دستانش پنهان کرد.

منبع: The Red and the Black (Part One)

But my poor child is going through a phase of exaltation, of abhorrence of the world.

اما فرزند فقیر من در حال گذر از مرحله ای از تعالی، از نفرت نسبت به جهان است.

منبع: The Age of Innocence (Part Two)

In the austere system, on the contrary, those excesses are regarded with the utmost abhorrence and detestation.

در سیستم سختگیرانه، در مقابل، این افراط و تفریحات با نهایت نفرت و انزجار تلقی می شوند.

منبع: The Wealth of Nations (Part Four)

But disguise of every sort is my abhorrence. Nor am I ashamed of the feelings I related. They were natural and just.

اما پوشش هر نوع از نفرت من است. و من از احساساتی که بیان کردم خجالت نمی کشم. آنها طبیعی و عادلانه بودند.

منبع: Pride and Prejudice - English Audio Version (Read by Emilia Fox)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید