a landscape slowly abraded by a fine, stinging dust.
منظرهای که به آرامی توسط گرد و غبار ریز و سوزان ساییده شده است.
Their gossips abraded her into restlessness.
نخالهها او را به بیقراری کشاندند.
The freshly abraded specimen must then be washed in industrial spirit and Analar acetone.
نمونه ساییده شده را باید سپس با الکل صنعتی و استون آنالر شست.
Environment of common silicious dust work, be like drilling of use pneumatic drill or blow up, mineral separation, or it is ore broken, abrade, choose;
محیط کار گرد و غبار سیلیسیم معمولی، مانند سوراخکاری با استفاده از مته پنوماتیک یا انفجار، جداسازی مواد معدنی یا شکستن سنگ معدن، ساییدن، انتخاب;
The rough surface abraded my skin.
سطح زبر پوست من را سایید.
Over time, the constant friction abrades the metal surface.
با گذشت زمان، اصطکاک مداوم سطح فلز را میسایید.
Using a rough sponge can abrade delicate dishes.
استفاده از یک اسفنج زبر میتواند ظروف شکننده را بساید.
The sandpaper abraded the wood surface smoothly.
کاغذ سنباده سطح چوب را به آرامی سایید.
Continuous rubbing can abrade the paint off the wall.
مالش مداوم میتواند رنگ را از دیوار پاک کند.
Be careful not to abrade the delicate fabric with a harsh brush.
مراقب باشید با یک برس زبر پارچه شکننده را نسایید.
The sharp rocks abraded the hiker's shoes on the trail.
سنگهای تیز کفشهای کوهنورد را در مسیر ساییدند.
Abrading the metal surface can help improve adhesion for painting.
ساییدن سطح فلز میتواند به بهبود چسبندگی برای نقاشی کمک کند.
The abrasive material abraded the surface of the glass to create a frosted effect.
مواد ساینده سطح شیشه را برای ایجاد جلوهای مات ساییدند.
Avoid using harsh chemicals that can abrade the finish of the furniture.
از استفاده از مواد شیمیایی قوی که میتوانند روکش مبلمان را بساید، خودداری کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید