scrape

[ایالات متحده]/skreɪp/
[بریتانیا]/skreɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با خراشیدن برداشتن یا جدا کردن؛ به سطح آسیب رساندن با مالیدن به چیزی زبر یا تیز؛ حفاری کردن یا کندن؛ ذخیره کردن یا حفظ کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

scrape the surface

کندن سطح

scrape off rust

زدودن زنگ زدگی

scrape the paint

کندن رنگ

scrape together money

جمع کردن پول

scrape a knee

زانو را خراش دادن

scrape together

جمع کردن

scrape up

جمع کردن

scrape off

زدودن

scrape along

حرکت در امتداد

scrape through

از عهده بر آمدن

جملات نمونه

she has to scrape by on Social Security.

او باید با تکیه بر تامین اجتماعی، گذران زندگی کند.

there was a long, shallow scrape on his shin.

یک خراش طولانی و کم‌عمق روی ساق پا وجود داشت.

scraped my knee on the sidewalk.

زانویم را روی پیاده‌رو خراش دادم.

scrape together some cash.

کمی پول جمع کنید.

scraped through by a narrow margin.

با اختلاف کم از آن عبور کرد.

scraped the bottom of the car on a rock.

ته‌ی ماشین را روی سنگ خراشید.

They scraped the snow away.

آنها برف را کنار زدند.

Our team just scraped into the semi-finals.

تیم ما به سختی به نیمه‌نهایی‌ها راه یافت.

halve the avocados and scrape out the flesh.

آووکادوها را از وسط تقسیم کنید و گوشت آنها را بگیرید.

the MPs are here to scrape the rust off the derelict machinery of government.

نمایندگان مجلس اینجا هستند تا زنگ زدگی را از ماشین‌آلات متروکه دولت پاک کنند.

remove the green tops from the carrots and scrape them.

سر سبز هویج‌ها را جدا کرده و آن‌ها را بمالید.

she scraped the mud off her shoes.

او گل را از روی کفشش پاک کرد.

her hair was scraped back into a bun.

موهایش به حالت بافته به عقب کشیده شده بود.

there was only just room to scrape through between the tree and the edge of the stream.

فقط همین‌قدر فضا برای عبور بین درخت و لبه‌ی رودخانه وجود داشت.

he scraped through the entrance exam.

او با موفقیت از امتحان ورودی عبور کرد.

he heard the scrape of his mother's key in the lock.

او صدای باز شدن قفل توسط کلید مادرش را شنید.

he'd been in worse scrapes than this before now.

او قبلاً در شرایط بدتری قرار گرفته بود.

I will not bow and scrape to him just to get a salary increase.

من فقط برای گرفتن افزایش حقوق به او تعظیم نخواهم کرد.

The underpart of the plane's fuselage scraped the treetops.

قسمت زیرین بدنه هواپیما درختان را خراشید.

scraped my fingernails down the blackboard.

ناخن‌هایم را روی تخته سیاه کشیدم.

نمونه‌های واقعی

You don't have any savings, then you're just scraping by.

شما پس انداز ندارید، پس فقط در حال گذران زندگی هستید.

منبع: Emma's delicious English

So scrape this off, scrape this off.

پس این را پاک کن، این را پاک کن.

منبع: Culinary methods for gourmet food

I remembered the scrape on his side.

من خراشی را در کنارش به یاد آوردم.

منبع: Call Me by Your Name

A moss, a carpet to be scraped and examined.

سرپوش، یک فرش که باید خراشیده و بررسی شود.

منبع: The Guardian (Article Version)

They could hear scraping, thumps, and hurried footsteps.

آنها صدای خراش، ضربه و قدم های شتابان را شنیدند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Well, the meat's only every third layer. Maybe you could scrape.

خب، گوشت فقط هر لایه سوم است. شاید بتونید خراش بدید.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

I can feel my bones scraping each other.

من می توانم احساس کنم استخوان هایم به هم خراش می دهند.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Well, people do use high-pressure steam cleaners and then they scrape it off.

خب، مردم از دستگاه های بخار با فشار بالا استفاده می کنند و سپس آن را خراش می دهند.

منبع: 6 Minute English

These leukoplakias are usually painless but can't be easily scraped away.

این لوکوپلاکی ها معمولاً بدون درد هستند اما نمی توان آنها را به راحتی خراش داد.

منبع: Osmosis - Digestion

I would have touched, caressed, worshipped that scrape.

من لمس، نوازش و پرستش آن خراش را انجام می دادم.

منبع: Call Me by Your Name

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید