accede to demands
اجازه دادن به خواسته ها
accede to power
رسیدن به قدرت
accede to the throne.
به تاج و تخت دست یابید.
Our government acceded to the treaty.
دولت ما به پیمان تن داد.
They have acceded to the treaty.
آنها به پیمان تن داده اند.
the authorities did not accede to the strikers'demands.
مقامات به خواسته های اعتصابی ها تن ندادند.
Elizabeth I acceded to the throne in 1558.
الیزابت اول در سال 1558 به تاج و تخت دست یافت.
Albania acceded to the IMF in 1990.
آلبانی در سال 1990 به صندوق بینالمللی پول پیوست.
he acceded to his master's wishes.
او به خواسته های استادش تن داد.
We acceded to his request.
ما به درخواست او تن دادیم.
Will you accede to her request?
آیا شما به درخواست او تن خواهید داد؟
The prince acceded to the throne when the king died.
شاهزاده زمانی که پادشاه مرد به تاج و تخت دست یافت.
When his father died,the prince acceded to the position of head of state.
وقتی پدرش مرد، شاهزاده به مقام رئیس دولت دست یافت.
After become effective of property insurance contract, those who serve as insurance mark insurance belongings reachs his to concern a benefit, because the meeting is buying and selling, given, accede to wait for the happening of the circumstance and be transferred, after the cession of insurance mark, the alienee that insurance profit meets what change insurance bid subsequently of course.
پس از اجرایی شدن قرارداد بیمه دارایی، کسانی که به عنوان نشان بیمه دارایی خدمت می کنند، به نفع خود می رسند، زیرا جلسه خرید و فروش، اعطا، تن دادن و منتظر وقوع شرایط و انتقال هستند، پس از واگذاری نشان بیمه، ذینفع سود بیمه به طور طبیعی قیمت بیمه را تغییر می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید