emotional affect
اثر عاطفی
positive affect
اثر مثبت
affect behavior
تاثیر بر رفتار
affect mood
تاثیر بر خلق و خو
affect a British accent
تاثیر گذاشتن لهجهی انگلیسی
This article will affect my thinking.
این مقاله بر تفکرات من تاثیر خواهد گذاشت.
affects the interlocutors
بر متکلمین تاثیر میگذارد
Byron affected to despise posterity.
بایران وانمود کرد که از نسلهای آینده متنفر است.
the dampness began to affect my health.
رطوبت شروع به تاثیر بر سلامتی من کرد.
the decisions directly affect people's health.
تصمیمات به طور مستقیم بر سلامت مردم تاثیر میگذارد.
the growth of the city affects the local climate.
رشد شهر بر آب و هوای محلی تاثیر میگذارد.
persistent rain will affect many areas.
باران مداوم بسیاری از مناطق را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
Fatigue may affect a pilot's judgment of distances.
خستگی ممکن است بر قضاوت خلبان در مورد فواصل تاثیر بگذارد.
deeply affected by the news
به شدت تحت تاثیر اخبار قرار گرفت
Rheumatic fever can affect the heart.
تب روماتیسمی میتواند قلب را تحت تاثیر قرار دهد.
a substance that affects crystalline form.
مادهای که بر شکل کریستالی تاثیر میگذارد.
He affected not to see me.
او وانمود کرد که من را نمیبیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید