influence

[ایالات متحده]/ˈɪnfluəns/
[بریتانیا]/ˈɪnfluəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاثیر; قدرت; اقتدار
vt. تاثیر گذاشتن; تحت تأثیر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

exert influence

اعمال نفوذ

positive influence

تاثیر مثبت

influence others

تاثیرگذاری بر دیگران

political influence

تاثیرات سیاسی

cultural influence

تاثیر فرهنگی

influence on

تاثیرگذاری بر

under the influence

تحت تأثیر

influence in

تاثیرگذاری در

influence factor

عامل تأثیر

negative influence

تاثیر منفی

direct influence

تاثیر مستقیم

bad influence

تاثیر بد

have influence on

داشتن تاثیرگذاری بر

social influence

تاثیر اجتماعی

environmental influence

تاثیر محیطی

influence coefficient

ضریب تاثیر

sphere of influence

حوزه نفوذ

influence area

منطقه تاثیر

undue influence

تاثیر نامناسب

external influence

تاثیر خارجی

influence line

خط تاثیر

influence matrix

ماتریس تاثیر

جملات نمونه

to be under the influence of alcohol

تحت تأثیر الکل بودن

to influence public opinion

تاثیرگذاری بر افکار عمومی

to resist outside influences

مقاومت در برابر تاثیرات بیرونی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید