warning

[ایالات متحده]/ˈwɔːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɔːrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدور یک مشاوره؛ نشانه‌ای از چیزی که در راه است
adj. مشاوره دادن؛ هشداردهنده.

عبارات و ترکیب‌ها

heed the warning

توجه به هشدار

early warning

هشدار زودهنگام

warning system

سیستم هشدار

early warning system

سیستم هشدار زودهنگام

warning signal

سیگنال هشدار

warning sign

نشانه هشدار دهنده

take warning

هشدارهای احتمالی را در نظر بگیر

warning device

دستگاه هشدار

warning light

چراغ هشدار

warning message

پیام هشدار

give someone warning

به کسی هشدار بده

advance warning

هشدار از قبل

warning line

خط هشدار

warning level

سطح هشدار

flood warning

هشدار سیل

warning label

برچسب هشدار

warning notice

اطلاع رسانی هشدار

storm warning

هشدار طوفان

tsunami warning system

سیستم هشدار سونامی

miranda warning

هشدار میراندا

جملات نمونه

an unofficial warning

یک هشدار غیررسمی

a national warning system

یک سیستم هشدار ملی

Their warnings were of no effect.

هشدارها آنها بی‌اثر بود.

Let that be a warning to you.

بگذارید آن هشداری برای شما باشد.

a warning light; warning words.

نور هشدار؛ کلمات هشدار

look out for the early warning signals.

به دنبال نشانه‌های هشدار اولیه باشید.

give sb. a warning look

به کسی نگاه هشدار دهنده بدهید

The warning failed to register.

هشدار ثبت نشد.

a warning against complacency

هشدار در مورد خودراضايي

She winked a warning to the talkative boy.

او به پسر خوش‌گویان چشمک زد.

The policeman fired a warning shot.

پلیس یک شلیک هشدار داد.

there were dire warnings from the traffic organizations.

هشدار های جدی از سازمان های ترافیکی وجود داشت.

a warning to men harassing girls at work.

هشدار به مردانی که دختران را در محل کار آزار می‌دهند.

his warnings proved prophetic.

هشدارهايش پیشگويانه بود.

a word of warning—don't park illegally.

یک کلمه هشدار - پارک غیرقانونی نکنید.

his sad death should be a warning to everyone.

مرگ غم انگیز او باید هشداری برای همه باشد.

flicker a warning with a lifted brow

با بالا بردن ابرو هشداری را چشمک بزنید

نمونه‌های واقعی

He shouted in defiance of the policeman's warning to be quiet.

او با بی‌اعتنایی به تذکر پلیس برای سکوت فریاد زد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Of course, hungry predators sometimes ignore the warning.

البته، گاهی اوقات شکارچیان گرسنه هشدارهای را نادیده می‌گیرند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

A pollution warning system is being established.

یک سیستم هشدار آلودگی در حال ایجاد است.

منبع: New Concept English Book Three Vocabulary Audio with Subtitles

This should be a warning to us.

این باید هشداری برای ما باشد.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Kennedy had a warning for the Soviets.

کندی هشداری برای شوروی داشت.

منبع: VOA Special September 2018 Collection

However, the junta has dismissed its warnings.

با این حال، ژنرال‌ها هشدارهای آن را نادیده گرفته‌اند.

منبع: VOA Daily Standard August 2023 Collection

Health officials would like to see health warnings on betel nut packages.

مسئولان بهداشت می‌خواهند هشدارهای بهداشتی روی بسته‌بندی بیته‌نوت وجود داشته باشد.

منبع: Global Slow English

Secretary of State Mike Pompeo offered this warning.

وزیر امور خارجه مایک پامپئو این هشدار را ارائه داد.

منبع: NPR News August 2019 Collection

'Had better' expresses a warning or a threat.

'بهتر است' بیانگر یک هشدار یا تهدید است.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

That fool ignores all warnings from his parents.

آن احمق به همه هشدارهای والدینش بی‌اعتنا است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید