allusive

[ایالات متحده]/əˈluːsɪv/
[بریتانیا]/əˈluːsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور غیرمستقیم به چیزی اشاره کردن یا اشاره‌ای غیرمستقیم به چیزی، پیشنهادآمیز بدون بیان صریح.

جملات نمونه

a highly allusive poet.

یک شاعر بسیار اشاره‌گر.

allusive references to the body.

اشاره‌های مبهم به بدن.

The young schoolboy can not understand the allusive conversation of intellectual men.

پسر جوان مدرسه نمی‌تواند صحبت‌های اشاره‌آمیز مردان فرهیخته را درک کند.

Allusive sex depends on affection tendency of the patient, if have affection tendentiousness to some thing or some individual, get a suggestion easily.

تمایلات جنسی به تمایل بیمار به محبت بستگی دارد، اگر تمایل به محبت به چیزی یا کسی وجود داشته باشد، به راحتی پیشنهاد می شود.

Her speech was full of allusive references to historical events.

سخنرانی او مملو از ارجاعات اشاره‌آمیز به وقایع تاریخی بود.

The novel is known for its allusive language, requiring readers to make connections to other works.

این رمان به دلیل زبان اشاره‌آمیزش شناخته شده است و خوانندگان را ملزم به برقراری ارتباط با آثار دیگر می‌کند.

The painting's allusive imagery hints at a deeper meaning beyond the surface.

تصاویر اشاره‌آمیز نقاشی به معنای عمیق‌تری فراتر از سطح اشاره دارد.

The film director used allusive music to evoke a sense of nostalgia in the audience.

کارگردان فیلم از موسیقی اشاره‌آمیز برای برانگیختن حس نوستالژی در مخاطبان استفاده کرد.

His allusive remarks left the audience puzzled and intrigued.

اظهارات اشاره‌آمیز او مخاطبان را گیج و کنجکاو کرد.

The poet's allusive style draws on a wide range of literary sources.

سبک اشاره‌آمیز شاعر از طیف گسترده‌ای از منابع ادبی الهام می‌گیرد.

The allusive nature of the artwork invites viewers to interpret its symbolism.

طبیعت اشاره‌آمیز اثر هنری، بینندگان را به تفسیر نمادگرایی آن دعوت می‌کند.

The novel's allusive title hints at the themes explored within its pages.

عنوان اشاره‌آمیز رمان به موضوعاتی که در صفحات آن بررسی می‌شوند اشاره دارد.

Her allusive gestures conveyed more meaning than her words.

حرکات اشاره‌آمیز او معنای بیشتری نسبت به کلماتش منتقل می‌کرد.

The playwright's allusive dialogue cleverly referenced famous literary works.

گفتگوی اشاره‌آمیز نمایشنامه به طور باهوشانه به آثار ادبی معروف اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید