hostile takeover
ادغام شدن خصمانه
This is a hostile territory.
این یک منطقه خصمانه است.
people are very hostile to the idea.
افراد نسبت به این ایده بسیار خصمانه هستند.
The local people are hostile to outsiders.
مردم محلی نسبت به افراد خارج از منطقه خصمانه هستند.
hostile forces; hostile acts.
نیروهای خصمانه؛ اقدامات خصمانه.
a flurry of editorials hostile to the government.
بارانی از مقالات تحریریه خصمانه علیه دولت.
he wrote a ferociously hostile attack.
او یک حمله خصمانه و تند را نوشت.
a hostile crowd several thousands strong.
یک جمعیت خصمانه به تعداد چند هزار نفر.
a company that was trying to repel a hostile takeover.
شرکتی که سعی داشت از یک تصرف خصمانه جلوگیری کند.
survivable organisms in a hostile environment.
موجودات زنده در یک محیط خصمانه.
few creatures are able to thrive in this grim and hostile land.
تعداد کمی از موجودات قادر به رشد در این سرزمین تاریک و خصمانه هستند.
Their hostile looks showed that he was unwelcome.
نگاه خصمانه آنها نشان داد که او مورد استقبال قرار نگرفته است.
demilitarize a buffer zone between hostile countries.
یک منطقه بافر بین کشورهای خصمانه را غیرنظامی کنید.
hostile faces smirched by the grime and rust
چهره های خصمانه که با کثیفی و زنگ زدگی لک شده اند.
talks broke down amid accusations of a hostile takeover bid.
گفتگوها در میان اتهامات مربوط به پیشنهاد ربودن خصمانه از هم پاشید.
it was a shock to face such hostile attitudes when I arrived.
وقتی رسیدم، مواجه شدن با چنین نگرش خصمانه ای شوک آور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید