apathetic

[ایالات متحده]/ˌæpəˈθetɪk/
[بریتانیا]/ˌæpəˈθetɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. فاقد احساس؛ بی تفاوت؛ بی علاقه؛ نشان دهنده عدم نگرانی یا اشتیاق.

جملات نمونه

they veered between apathetic torpor and hysterical fanaticism.

آنها بین رخوت بی‌تفاوت و متعصبیت جنونی در نوسان بودند.

She was apathetic towards the political situation in her country.

او نسبت به وضعیت سیاسی کشورش بی‌تفاوت بود.

He showed an apathetic attitude towards his studies.

او نسبت به تحصیلات خود نگرشی بی‌تفاوت نشان داد.

The manager's apathetic response disappointed the employees.

پاسخ بی‌تفاوت مدیر باعث ناامیدی کارمندان شد.

The apathetic audience barely clapped at the end of the performance.

تماشاگران بی‌تفاوت در پایان اجرا تقریباً دست نزدند.

His apathetic behavior towards his friends led to misunderstandings.

رفتار بی‌تفاوت او نسبت به دوستانش منجر به سوء تفاهم شد.

The apathetic response from the government left the citizens feeling neglected.

پاسخ بی‌تفاوت دولت باعث شد شهروندان احساس طردشدگی کنند.

She felt apathetic towards her job and decided to look for a new one.

او نسبت به شغل خود احساس بی‌تفاوتی کرد و تصمیم گرفت به دنبال یک شغل جدید باشد.

The apathetic student rarely participated in class discussions.

دانشجوی بی‌تفاوت به ندرت در بحث‌های کلاس شرکت می‌کرد.

The apathetic reaction of the company to customer complaints damaged their reputation.

واکنش بی‌تفاوت شرکت به شکایات مشتریان به شهرت آنها آسیب رساند.

His apathetic response to the crisis shocked his colleagues.

پاسخ بی‌تفاوت او به بحران همکارانش را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید