arrows fly
تیرها پرواز میکنند
shooting arrows
تیراندازی کردن
arrows aimed
تیرها نشانه رفتهاند
arrow hit
تیر اصابت کرد
arrows crossed
تیرها با هم برخورد کردند
arrow quiver
جوا سیم
arrows rained
تیرها باریدن گرفتند
wooden arrows
تیرهای چوبی
arrows pointed
تیرها به سمت نشانه گرفته شدهاند
arrow's path
مسیر تیر
the road signs have arrows pointing left and right.
علائم راهنما پیکانهایی به سمت چپ و راست دارند.
follow the arrows to find the exit from the building.
برای خروج از ساختمان، از پیکانها پیروی کنید.
the graph showed a clear upward trend with arrows indicating growth.
نمودار روند صعودی واضحی را نشان میداد که پیکانها نشاندهنده رشد بودند.
he drew arrows on the map to show the best route.
او پیکانهایی روی نقشه کشید تا بهترین مسیر را نشان دهد.
the game used arrows to represent the player's attacks.
در بازی از پیکانها برای نشان دادن حملات بازیکن استفاده میشد.
time seemed to fly by, and the minutes ticked away like arrows.
به نظر میرسید زمان به سرعت میگذرد و دقایق مانند پیکانها میگذشتند.
the company's logo featured a stylized arrow pointing upwards.
در لوگوی شرکت از یک پیکان شایسته به سمت بالا استفاده شده بود.
she aimed the bow and released the arrow with precision.
او کمان را نشانه گرفت و پیکان را با دقت رها کرد.
the presentation included arrows highlighting key statistics on the slide.
ارائه شامل پیکانهایی بود که آمار کلیدی را در اسلاید برجسته میکرد.
the keyboard shortcuts used arrows to navigate the menu options.
میانبرهای صفحه کلید از پیکانها برای پیمایش گزینههای منو استفاده میکردند.
the arrow of time points relentlessly forward.
پیکان زمان بیوقفه به سمت جلو اشاره میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید