take a bow
تعظیم کردن
bow and arrow
کمان و تیر
bow down
سر تعظیم خم کردن
bow in
تعظیم در
bow tie
گرهbowtie
bow wave
موج نوک
bow out
خداحافظی کردن
bulbous bow
نوک بادبزن
on the bow
روی کمان
Bow to the Queen.
به ملکه تعظیم کنید.
a clip-on bow tie.
کراوات پاپیونی گیرهای
bow in suppliance for knowledge
تعظیم به جای دانش
a man drew a bow at a venture.
مردی با شانس یک کمان کشید.
bow in a pompous manner
با رفتاری مغرور تعظیم کرد
he bowed with great dignity.
او با وقار فراوان تعظیم کرد.
silver bows and gaudy ribbons.
نوارهای نقرهای و روبانهای زشت
a hole in the bow of the ship made by a torpedo.
سوراخی در قسمت جلویی کشتی که توسط یک مین ایجاد شده است.
They bowed in homage to the Unknown Soldiers.
آنها به احترام سربازان ناشناخته تعظیم کردند.
To enclose in or as if in a bower; embower.
به گونه ای که در یا مانند یک بوو محصور شود؛ بوو کردن.
a saucy red bow tie.
کراوات پاپیونی قرمز جسور
bowed us into the restaurant.
ما را به رستوران برد.
Grief bowed them down.
غم آنها را خم کرد.
He drew the bow and shot an arrow.
او کمان را کشید و یک تیر شلیک کرد.
a shady bower in the garden
یک بوو سایهدار در باغ
they refused to bow down before the king.
آنها از تعظیم در برابر پادشاه امتناع کردند.
the creepers were bowed down with flowers.
گیاهان رونده با گل ها خم شده بودند.
The symphony conductor took a ceremonious bow.
رهبر ارکستر سمفونی تعظیم آیینهداری انجام داد.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionYou tilt your head forward when you bow.
وقتی تعظیم میکنید، سر خود را به جلو خم میکنید.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.You need legs to work a bow. Hmm.
برای استفاده از کمان به پا نیاز دارید. هوم.
منبع: Game of Thrones (Season 1)I saw you practicing a bow last night.
دیشب دیدم که داشتید تعظیم را تمرین میکنید.
منبع: Modern Family - Season 04He set to work at once to make a bow and arrows.
او بلافاصله شروع به ساختن کمان و تیر کرد.
منبع: Brave New WorldThe double bass of the--but is it bowed?
باس دوگبل -- اما آیا با کمان نواخته میشود؟
منبع: Listening to Music (Video Version)That should just about put a bow on it.
این تقریباً یک کمان روی آن میگذارد.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American November 2020 CollectionNow get all your ingredients into that big big bow.
حالا همه مواد خود را در آن کاسه بزرگ بریزید.
منبع: Healthy foodAnd third, it's a shot across America's bow.
و سوم، یک شلیک به سمت دماغه آمریکا است.
منبع: NPR News March 2016 CollectionIt is conventional for Japanese to bow to one another.
برای ژاپنیها تعظیم به یکدیگر یک رسم است.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید