bow

[ایالات متحده]/baʊ/
[بریتانیا]/baʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمان، سلاحی برای شلیک تیر، معمولاً شامل یک تکه چوب خمیده است که انتهای آن با یک زه محکم به هم متصل شده و برای تیراندازی استفاده می‌شود.
n. تعظیم، حرکتی از احترام یا احترام که با خم کردن بدن و قرار دادن صورت به سمت زمین انجام می‌شود.
n. دماغه، قسمت جلویی یک کشتی یا قایق.
vi. تعظیم کردن، خم شدن بدن به عنوان نشانه احترام یا احترام.
vi. خم شدن به سمت پایین.
vt. تعظیم کردن، خم شدن بدن به عنوان نشانه احترام یا احترام.
vt. خم شدن به سمت پایین.
adj. منحنی یا خمیده شکل.

عبارات و ترکیب‌ها

take a bow

تعظیم کردن

bow and arrow

کمان و تیر

bow down

سر تعظیم خم کردن

bow in

تعظیم در

bow tie

گرهbowtie

bow wave

موج نوک

bow out

خداحافظی کردن

bulbous bow

نوک بادبزن

on the bow

روی کمان

جملات نمونه

Bow to the Queen.

به ملکه تعظیم کنید.

a clip-on bow tie.

کراوات پاپیونی گیره‌ای

bow in suppliance for knowledge

تعظیم به جای دانش

a man drew a bow at a venture.

مردی با شانس یک کمان کشید.

bow in a pompous manner

با رفتاری مغرور تعظیم کرد

he bowed with great dignity.

او با وقار فراوان تعظیم کرد.

silver bows and gaudy ribbons.

نوارهای نقره‌ای و روبان‌های زشت

a hole in the bow of the ship made by a torpedo.

سوراخی در قسمت جلویی کشتی که توسط یک مین ایجاد شده است.

They bowed in homage to the Unknown Soldiers.

آنها به احترام سربازان ناشناخته تعظیم کردند.

To enclose in or as if in a bower; embower.

به گونه ای که در یا مانند یک بوو محصور شود؛ بوو کردن.

a saucy red bow tie.

کراوات پاپیونی قرمز جسور

bowed us into the restaurant.

ما را به رستوران برد.

Grief bowed them down.

غم آنها را خم کرد.

He drew the bow and shot an arrow.

او کمان را کشید و یک تیر شلیک کرد.

a shady bower in the garden

یک بوو سایه‌دار در باغ

they refused to bow down before the king.

آنها از تعظیم در برابر پادشاه امتناع کردند.

the creepers were bowed down with flowers.

گیاهان رونده با گل ها خم شده بودند.

نمونه‌های واقعی

The symphony conductor took a ceremonious bow.

رهبر ارکستر سمفونی تعظیم آیینه‌داری انجام داد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

You tilt your head forward when you bow.

وقتی تعظیم می‌کنید، سر خود را به جلو خم می‌کنید.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

You need legs to work a bow. Hmm.

برای استفاده از کمان به پا نیاز دارید. هوم.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

I saw you practicing a bow last night.

دیشب دیدم که داشتید تعظیم را تمرین می‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 04

He set to work at once to make a bow and arrows.

او بلافاصله شروع به ساختن کمان و تیر کرد.

منبع: Brave New World

The double bass of the--but is it bowed?

باس دوگبل -- اما آیا با کمان نواخته می‌شود؟

منبع: Listening to Music (Video Version)

That should just about put a bow on it.

این تقریباً یک کمان روی آن می‌گذارد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American November 2020 Collection

Now get all your ingredients into that big big bow.

حالا همه مواد خود را در آن کاسه بزرگ بریزید.

منبع: Healthy food

And third, it's a shot across America's bow.

و سوم، یک شلیک به سمت دماغه آمریکا است.

منبع: NPR News March 2016 Collection

It is conventional for Japanese to bow to one another.

برای ژاپنی‌ها تعظیم به یکدیگر یک رسم است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید