aside

[ایالات متحده]/əˈsaɪd/
[بریتانیا]/əˈsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به کنار; دور، جدا
n. نظری که توسط یک شخصیت در یک نمایش داده می‌شود و هدف آن شنیده شدن توسط تماشاگران است اما نه توسط سایر شخصیت‌ها؛ یک مکالمه خصوصی یا نظر پچ پچ شده
prep. در کنار; پهلو به پهلو

عبارات و ترکیب‌ها

set aside

کنار گذاشتن

put aside

کنار گذاشتن

aside from

غیر از

leave aside

کنار گذاشتن

move aside

کنار رفتن

push aside

کنار زدن

step aside

کنار رفتن

aside for

برای کنار گذاشتن

aside with

کنار با

lay aside

کنار گذاشتن

جملات نمونه

to set aside a verdict

تعطیل کردن رأی

a day set aside for relaxing.

یک روز تعیین شده برای استراحت.

they stood aside to let a car pass.

آنها کنار ایستادند تا اجازه دهند یک ماشین عبور کند.

she set aside some money for rent.

او مقداری پول برای اجاره کنار گذاشت.

he laid aside his book.

او کتابش را کنار گذاشت.

lay aside all hope of rescue.

تمام امید به نجات را کنار بگذارید.

she stood aside to let them enter.

او کنار ایستاد تا اجازه دهد وارد شوند.

the army had stood aside as the monarchy fell.

ارتش کنار ایستاد در حالی که سلطنت سقوط کرد.

The court has set aside the conviction.

دادگاه حکم را لغو کرده است.

set aside a certain sum each week.

هر هفته مبلغ مشخصی را کنار بگذارید.

He was elbowed aside on the bus.

او در اتوبوس کنار زده شد.

Lay aside your book and go to bed.

کتابت را کنار بگذارید و به رختخواب بروید.

It is the time we lay aside old prejudices.

زمانی است که باید تعصبات قدیمی را کنار بگذاریم.

Let's leave the matter aside for a moment.

بیایید برای یک لحظه این موضوع را کنار بگذاریم.

I'm not ready to step aside yet.

هنوز آماده کنار کشیدن نیستم.

He threw aside all good proposals.

او تمام پیشنهادات خوب را کنار انداخت.

He cast aside the newspaper impatiently.

او روزنامه را با بی‌حوصلگی کنار انداخت.

He stood aside meekly when the new policy was proposed.

او با حالتی متواضعانه کنار ایستاد وقتی سیاست جدید پیشنهاد شد.

He thrusts aside all precautionary advice.

او تمام توصیه های احتیاطی را کنار می گذارد.

He shoved me roughly aside.

او من را به زور کنار هل داد.

نمونه‌های واقعی

I'm not gonna snag him just to toss him aside.

من قصد این را ندارم که او را بگیرم و کنار بگذارم.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

Soon, they put their differences aside and became partners.

به زودی، آنها اختلافات خود را کنار گذاشتند و شریک شدند.

منبع: CNN 10 Student English December 2018 Collection

Her foreign currency collection is really something to appreciate, monetary value aside.

کلکسیون ارزهای خارجی او واقعاً چیزی است که باید قدردان آن بود، فارغ از ارزش پولی.

منبع: Jennifer American English Pronunciation and Intonation Class

The boy who tossed you aside on Valentine's Day?

پسری که تو را در روز ولنتاین کنار گذاشت؟

منبع: Modern Family - Season 02

Prime Minister Shinzo Abe briefly put politics aside.

نخست وزیر شینزو آبه به طور خلاصه سیاست را کنار گذاشت.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

But having gestured toward them, I want to put them aside.

اما با اشاره به آنها، می خواهم آنها را کنار بگذارم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Nostalgia for ink on paper and the rustle of pages aside, there's plenty of incentive to ditch print.

با وجود نوستالژی برای جوهر روی کاغذ و صدای ورق ها، انگیزه زیادی برای کنار گذاشتن چاپ وجود دارد.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

All right. So let's put that aside.

باشه. پس بیایید آن را کنار بگذاریم.

منبع: Listening to Music (Video Version)

What sets a pub aside from a bar?

چه چیزی یک pub را از یک بار جدا می کند؟

منبع: Street interviews learning English

Before they left, Wolfe Herd pulled me aside.

قبل از اینکه آنها رفتند، وولف هرد مرا کنار کشید.

منبع: Bloomberg Businessweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید