asking

[ایالات متحده]/'ɑ:skiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرسش، تحقیق، درخواست، تقاضا.

عبارات و ترکیب‌ها

asking for help

درخواست کمک

asking a question

پرسیدن یک سوال

asking permission

درخواست اجازه

asking for advice

درخواست مشاوره

asking for directions

درخواست جهت

asking for clarification

درخواست توضیح

asking for feedback

درخواست بازخورد

asking for information

درخواست اطلاعات

for the asking

برای درخواست

جملات نمونه

he was asking £250 for the guitar.

او در ازای گیتار ۲۵۰ پوند درخواست می‌کرد.

hitching a lift is asking for trouble.

چندن کردن یک سفر غیررسمی، درخواست مشکل است.

What price are you asking?

چه قیمتی می‌پرسید؟

Children are given to asking questions.

کودکان معمولاً سوال می‌پرسند.

The asking price is too stiff.

قیمت درخواست شده خیلی زیاد است.

asked me for money; asking a favor.

از من پول خواست؛ درخواست لطف.

the company is pushing a £500 asking price.

شرکت در حال معرفی قیمت درخواست شده ۵۰۰ پوند است.

it's touch and go, seemingly, and she's asking for you.

به نظر می‌رسد وضعیت وخیم است و او به دنبال شماست.

they are asking for help in straightening out their lives.

آنها درخواست کمک برای مرتب کردن زندگی خود را دارند.

the purchaser should avoid asking for superfluous information.

خریدار باید از درخواست اطلاعات غیرضروری خودداری کند.

The dog whined at the door, asking to be let out.

سگ در جلوی در زوزه می‌کشید و می‌خواست بیرون برود.

We’re asking you to dig deep for the earthquake victims.

ما از شما می‌خواهیم برای قربانیان زلزله عمیقاً کمک کنید.

Is it asking for the moon to hope for peace in this country?

آیا امیدوار بودن برای صلح در این کشور، درخواست زیادی است؟

As the chairman is ill, I'm asking Mr. Sharp to act for him.

از آنجایی که رئیس هیئت مدیره بیمار است، از آقای شارپ می‌خواهم به جای او عمل کند.

You are asking for trouble when you behave in that way.

وقتی آن‌طور رفتار می‌کنید، از مشکل می‌پرسید.

I hate asking favors of people.

من از درخواست لطف از مردم متنفرم.

Sickness is a legitimate reason for asking for leave.

بیماری یک دلیل منطقی برای درخواست مرخصی است.

refused to abase herself by asking for an invitation.

او از درخواست دعوت امتناع کرد تا خود را پست نکند.

I am reluctant about asking him to do this.

من در مورد درخواست از او برای انجام این کار مردد هستم.

نمونه‌های واقعی

It's like asking to pick a favorite child.

این مثل اینه که از کسی بخواهید مورد علاقه خود را انتخاب کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Let's see what you guys are asking.

ببینیم شما چه چیزی می پرسید.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

But as president, he's been asking for their help.

اما به عنوان رئیس جمهور، او از آنها خواسته است که کمک کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Developing countries are not asking for charity.

کشورهای در حال توسعه درخواست کمک نمی‌کنند.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 Collection

Then stop asking me all these stupid questions.

پس دیگر از من این سؤالات احمقانه نپرسید.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

Old enough to know why you are asking.

به اندازه کافی پیر هستید تا بدانید چرا می پرسید.

منبع: Movie trailer screening room

" Why in hell are you asking that for" ?

"چرا به این جهنم می پرسی؟"

منبع: English textbook

This one thing that I'm asking you!

این یک چیزی است که از شما می خواهم!

منبع: Lost Girl Season 4

Maybe a little too awesome.- Okay... just asking.

شاید کمی بیش از حد عالی است. - باشه... فقط سوال می کنم.

منبع: Lost Girl Season 3

You are in no position to be asking for favors, young lady.

شما در موقعیتی نیستید که از کسی درخواست لطف کنید، خانم جوان.

منبع: Modern Family - Season 04

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید