responding

[ایالات متحده]/[rɪˈspɒndɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈspɒndɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of respond) پاسخ دادن یا واکنش نشان دادن به چیزی؛ دادن پاسخ.
adj. نشان دادن واکنش یا پاسخ.

عبارات و ترکیب‌ها

responding quickly

پاسخ‌گویی سریع

responding to feedback

پاسخ‌گویی به بازخورد

responding appropriately

پاسخ‌گویی مناسب

responding calmly

پاسخ‌گویی با آرامش

responding effectively

پاسخ‌گویی مؤثر

responding now

پاسخ‌گویی الان

responding to questions

پاسخ‌گویی به سؤالات

responding positively

پاسخ‌گویی مثبت

responding promptly

پاسخ‌گویی فوری

responding later

پاسخ‌گویی بعداً

جملات نمونه

we are responding to your email as quickly as possible.

ما در حال پاسخگویی به ایمیل شما در اسرع وقت هستیم.

the police are responding to reports of a break-in.

پلیس در حال پاسخگویی به گزارش‌های مربوط به ورود غیرمجاز است.

she was responding well to the new medication.

او به خوبی به داروی جدید پاسخ می داد.

he was responding with anger to the accusations.

او با خشم به اتهامات پاسخ داد.

the company is responding to customer feedback with new features.

شرکت در حال پاسخگویی به بازخورد مشتریان با ویژگی‌های جدید است.

i'm responding to your question in more detail below.

من در پاسخ به سؤال شما در زیر با جزئیات بیشتر توضیح می‌دهم.

the market is responding positively to the announcement.

بازار به طور مثبت به این اعلامیه پاسخ داده است.

are you responding to my message?

آیا شما به پیام من پاسخ می دهید؟

the government is responding to the crisis with emergency measures.

دولت با اقدامات اضطراری به بحران پاسخ می دهد.

the team is responding effectively to the challenges.

تیم به طور موثر به چالش ها پاسخ می دهد.

i'm responding with a simple "thank you" for your help.

من با یک ساده "متشکرم" برای کمک شما پاسخ می دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید