backside

[ایالات متحده]/bæk'saɪd/
[بریتانیا]/'bæksaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باسن، خلف.

جملات نمونه

the backside of the hill.

پشت تپه

What he needs is a good boot up the backside!

آنچه او نیاز دارد یک بوت خوب به سمت عقب است!

you all just lay around all day on your backsides, didn't you?.

شما همه فقط در طول روز روی عقب خود دراز کشیده اید، مگه نه؟

Furthermore, the authors observe the high gettering efficiency of Au to void in ragged backside of diodes.

علاوه بر این، نویسندگان از بازدهی بالای Au برای جمع آوری خلاء در قسمت پشتی ناهموار دیودها گزارش می دهند.

We need more money for this job. I think you should be the one to ask the boss— he thinks the sun shines out of your backside!

ما به پول بیشتری برای این کار نیاز داریم. فکر می‌کنم شما باید کسی باشید که از رئیس بپرسد - او فکر می‌کند خورشید از پشت شما می‌تابد!

He fell and landed on his backside.

او افتاد و روی عقبش نشست.

She sat on the backside of the sofa.

او در قسمت پشتی مبل نشست.

The backside of the building faces the park.

قسمت پشتی ساختمان به سمت پارک است.

He slapped her backside playfully.

او به طور بازیگانهنه به پشتش زد.

The backside of the mirror was covered in dust.

قسمت پشتی آینه با گرد و غبار پوشیده شده بود.

She wore a skirt with a zip at the backside.

او دامن با زیپ در قسمت پشتی پوشیده بود.

The backside of the chair was worn out.

قسمت پشتی صندلی کهنه شده بود.

He prefers to sit at the backside of the classroom.

او ترجیح می دهد در قسمت پشتی کلاس بنشیند.

The backside of the house overlooks the garden.

قسمت پشتی خانه به باغ چشم انداز دارد.

She rubbed her backside to ease the pain.

او برای تسکین درد، پشتش را مالش داد.

نمونه‌های واقعی

Oh, this is the backside, right?

این قسمت پشتی است، درسته؟

منبع: Trendy technology major events!

Harry saw his hands tighten still harder over his massive backside.

هری دید که دست‌هایش محکم‌تر از قبل روی قسمت پشتی بزرگش فشار می‌آورد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Then one brave little first-year darted up to her and prodded her backside with his big toe.

سپس یک سال اول شجاع و کوچک به سمت او دوید و با انگشت شست بزرگش قسمت پشتی او را لمس کرد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Let's move to the posterior or the backside of you.

بیایید به قسمت پشتی یا قسمت انتهایی شما برویم.

منبع: Children's Encyclopedia Song

" Hello Moon! " he quipped. " How's the old backside? "

«سلام ماه!» او با شوخی گفت. «حالت قسمت پشتی پیر چطور است؟»

منبع: The Economist (Summary)

They were sitting around on their backsides doing nothing.

آنها روی قسمت پشتی خود نشسته بودند و هیچ کاری انجام نمی‌دادند.

منبع: Rock documentary

More than once I took a tumble at the expense of my backside.

چند بار افتادم و قسمت پشتی‌ام آسیب دید.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Like, who said I should see a woman walking down the street, turn around and check out her backside?

مثلاً، چه کسی گفته که باید یک زن را ببینم که در خیابان راه می‌رود، برگردد و قسمت پشتی‌اش را بررسی کند؟

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2018 Collection

Just try to make it a backside air with a grab.

فقط سعی کنید آن را به یک حرکت هوایی با گرفتن قسمت پشتی تبدیل کنید.

منبع: VOA Standard English_Americas

But sometimes we use backside to be a little more polite.

اما گاهی اوقات از قسمت پشتی به عنوان یک راه برای نشان دادن ادب استفاده می‌کنیم.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید