lose face
از دست دادن اعتبار
save face
حفظ آبرو
face value
ارزش ظاهری
the face of
چهرهی
in the face
در برابر
your face
چهرهی شما
face with
مواجه شدن با
working face
صورت کار
in face
در ظاهر
face up
رو به بالا
face the music
پذیرش عواقب
coal face
دیواره زغال سنگ
in face of
در برابر
let's face it
باید قبول کرد
in your face
در مقابل شما
smiling face
چهرهی خندان
pretty face
چهرهی زیبا
full face
چهرهی کامل
the face of the building
چهره ساختمان
the face of the earth.
چهره زمین.
coming face to face with a burglar.
با یک دزد رو در رو شدن.
I sat face to face with her.
من رو در رو با او نشستم.
resilience in the face of adversity.
تحمل در برابر سختی ها.
the north face of the Eiger.
شمال دیواره ایگر.
A face ashen with grief.
چهرهای خاکستری از غم
a face with lapidary features.
چهره ای با ویژگی های سنگی.
a face that is full of life.
چهره ای که سرشار از زندگی است.
a face livid with shock.
چهره ای که از شوک رنگ پریده است.
a face white with fear
چهره ای که از ترس سفید شده است
face a wall with cement
دیوار را با سیمان پوشاندن
the pallid face of the invalid.
چهره رنگ پریده بیمار.
stood face to face.
رو در رو ایستاد.
a face drawn with sorrow
چهره ای که با غم و اندوه کشیده شده است
to face a wall with concrete
روبرو شدن با یک دیوار بتنی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید