bail

[ایالات متحده]/beɪl/
[بریتانیا]/beɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وثیقه، وثیقه‌دهنده؛ وثیقه‌نامه
vt. آزاد کردن یا تأمین آزادی (کسی) از بازداشت با ارائه وثیقه

عبارات و ترکیب‌ها

post bail

پرداخت وثیقه

bail hearing

جلسه بازداشتگاه

bail bond

وثیقه

denied bail

رد درخواست وثیقه

skip bail

فارار از وثیقه

bail conditions

شرایط وثیقه

bail out

رهایی از طریق وثیقه

on bail

تحت وثیقه

جملات نمونه

go bail for a client.

برای مشتری وثیقه بگذارید.

they would be out on bail in no time.

آنها به سرعت وثیقه آزاد خواهند شد.

an amendment to existing bail laws.

اصلاح قوانین موجود وثیقه.

the first priority is to bail out the boat with buckets.

اولویت اول تخلیه قایق با سطل ها است.

- Yeah!|- The legendary bail bondsman.

- آره!|- افسانه ای وثیقه گذار.

Bail is granted at the discretion of the court.

وثیقه بر اساس صلاحدید دادگاه اعطا می شود.

he has been released on bail .

او با وثیقه آزاد شده است.

she felt ready to bail out of the corporate rat race.

او احساس کرد که آماده است تا از مسابقه همه‌گیر شرکتی خارج شود.

the state will not bail out loss-making enterprises.

ایالت از شرکت های زیان ده حمایت نخواهد کرد.

they were released on bail pending an appeal.

آنها با وثیقه آزاد شدند تا زمانی که تجدید نظر شود.

the magistrate granted bail with a surety of £500.

قاضی با وثیقه ای به مبلغ 500 پوند وثیقه اعطا کرد.

always bailing you out of trouble.

همیشه شما را از مشکلات نجات می دهد.

The judge set bail for the defendant at $50,000.

قاضی وثیقه متهم را 50000 دلار تعیین کرد.

The man was bailed out for $500.

مرد با 500 دلار وثیقه آزاد شد.

A wealthy businessman has stood bail for him.

یک تاجر ثروتمند برای او وثیقه گذاشته است.

The government can’t expect the taxpayer to bail this company out indefinitely.

دولت نمی تواند انتظار داشته باشد که مالیات دهندگان این شرکت را به طور نامحدود حمایت کنند.

they bailed up Mr Dyason and demanded his money.

آنها آقای دایازون را محاصره کردند و خواستار پول او شدند.

he looks a little like the other guy that bailed on me.

او کمی شبیه آن مرد دیگری است که مرا ترک کرد.

Her parents have agreed to put up bail for her.

والدینش با او موافقت کرده اند که وثیقه او را تامین کنند.

I asked for a rise of salary so I could bail out.

من درخواست افزایش حقوق کردم تا بتوانم از آن خارج شوم.

نمونه‌های واقعی

I-I'm not totally sure I'm not bailing.

من کاملاً مطمئن نیستم که در حال فرار نیستم.

منبع: Modern Family Season 6

Because I offered to post your bail.

چون پیشنهاد کردم وثیقه شما را بپردازم.

منبع: Ozark.

We had taken bail, protective bail to the 18th.

ما وثیقه، وثیقه حمایتی تا تاریخ 18 را گرفته بودیم.

منبع: BBC Listening Compilation March 2023

Maybe it was just time to bailing out.

شاید فقط وقت آن رسیده بود که فرار کنیم.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

I might have to bail on yoga.

شاید مجبور شوم از کلاس یوگا فرار کنم.

منبع: Modern Family - Season 03

Yes. - And then four days ago, you posted his bail.

بله. - و سپس چهار روز پیش، شما وثیقه او را پرداختید.

منبع: Deadly Women

They set my bail at $10,000.

آنها وثیقه مرا 10000 دلار تعیین کردند.

منبع: Deadly Women

And then I got arrested, and, uh, he bailed me out.

و سپس من دستگیر شدم و او من را آزاد کرد.

منبع: Young Sheldon - Season 2

I bailed. I made an excuse and left.

من فرار کردم. بهانه ای ساختم و رفتم.

منبع: Modern Family - Season 03

I'd rather forfeit the bail than risk having two of my kids go to jail.

من ترجیح می دهم وثیقه را از دست بدهم تا ریسک کنم که دو تا از بچه هایم به زندان بروند.

منبع: Desperate Housewives Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید