berth

[ایالات متحده]/bɜːθ/
[بریتانیا]/bɝθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی برای لنگر انداختن یا پهلو گرفتن یک کشتی؛ یک منطقه خواب در کشتی؛ یک شغل یا موقعیت
vt. فراهم کردن محلی برای لنگر انداختن یا پهلو گرفتن یک کشتی؛ فراهم کردن اقامت
vi. لنگر انداختن یا پهلو گرفتن؛ اشغال یک منطقه خواب

عبارات و ترکیب‌ها

berth reservation

رزرو محل نشستن

berth availability

در دسترس بودن محل نشستن

assigned berth

محل نشستن اختصاص داده شده

berth allocation

تخصیص محل نشستن

wide berth

محل نشستن بزرگ

upper berth

محل نشستن بالا

berth ticket

بلیط محل نشستن

on berth

روی محل نشستن

lower berth

محل نشستن پایین

soft berth

محل نشستن نرم

on the berth

روی محل نشستن

جملات نمونه

berth a plane in the hangar

در محفظه هواپیما پهلو گرفتن

keep a clear berth of the shoals

فاصله ایمن از شونده ها را حفظ کنید

kept a clear berth of the reefs.

فاصله ایمن از صخره ها را حفظ کرد.

a comfortable berth as head of the department.

یک موقعیت راحت به عنوان رئیس بخش.

found a berth in a nearby hotel.

یک اتاق در یک هتل نزدیک پیدا کرد.

I berthed beside him.

من کنارش پهلو گرفتم.

sought an officer's berth in the merchant marine.

به دنبال یک پست افسری در نیروی دریایی بازرگانی بود.

a steamship moored to its berth at the pier.

یک کشتی بخار که در اسکله پهلو گرفته بود.

Each passenger slept on the berth allotted to him.

هر مسافری روی تخت خوابی که به او اختصاص داده شده بود، خوابید.

She booked a berth on the train from London to Aberdeen.

او یک جایگاه در قطار از لندن به آبردین رزرو کرد.

He’s so boring I always try to give him a wide berth at parties.

او آنقدر خسته کننده است که همیشه سعی می کنم در مهمانی ها از او فاصله زیادی بگیرم.

The roads are very dangerous there—I’d give them a wide berth and go by train.

جاده ها آنجا بسیار خطرناک هستند - من از آنها فاصله زیادی می گیرم و با قطار می روم.

Tugs are available for assistance of berthing, unberthing, escorting and salvage operation withhorsepower from 624hp to 3400hp.

کشتی های بکسل برای کمک به پهلو گرفتن، رها کردن، اسکورت و عملیات نجات با اسب بخار از 624 اسب بخار تا 3400 اسب بخار در دسترس هستند.

Inside the big cabin that Sara and Alexis planned to share, the two younger sisters added to their workload by building a dividing bulkhead.That gave each girl a semiprivate berth of her own.

در داخل کابین بزرگ که سارا و الکسیس قصد داشتند آن را با هم به اشتراک بگذارند، خواهر و برادر کوچکتر با ساختن یک دیواره جداگانه، حجم کاری خود را افزایش دادند. این به هر دختر یک جایگاه نیمه خصوصی متعلق به خود داد.

In this paper,the techniques of hydrofoil truing over and maneuvering for berthing and unberthing are discussed, which aims to propose safer practical operations.

در این مقاله، تکنیک های چرخش و مانور هیدروفویل برای پهلو گرفتن و رها کردن مورد بحث قرار گرفته است، که هدف آن ارائه عملیات عملی و ایمن تر است.

نمونه‌های واقعی

Do you want a berth or a compartment?

آیا می‌خواهید یک جایگاه یا یک اتاقک؟

منبع: American Tourist English Conversations

Blue team, I want you to cut him a wide berth.

تیم آبی، می‌خواهم به او اجازه دهم فضای زیادی داشته باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

The scientists advised that people who exercise should be given a wider berth.

دانشمندان توصیه کردند که به افرادی که ورزش می‌کنند فضای بیشتری داده شود.

منبع: The Chronicles of Novel Events

I suppose I was. - Against my strict instructions to give the place a wide berth.

حدس می‌زنم که بودم. - برخلاف دستورالعمل‌های سختگیرانه من برای دور ماندن از آن مکان.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

I'd like to reserve a berth (seat) on that train.

می‌خواهم یک جایگاه (صندلی) در آن قطار رزرو کنم.

منبع: American Tourist English Conversations

" I knew you could not persuade yourself to separate from us. Come and engage your berth" .

" می‌دانستم که نمی‌توانید خودتان را متقاعد کنید که از ما جدا شوید. بیا و جایگاه خود را اشغال کن." .

منبع: Around the World in Eighty Days

23.your berth will be clear at 0830 UTC.

23. جایگاه شما ساعت 0830 UTC آزاد خواهد بود.

منبع: Maritime English listening

" Well, never mind; you're mate just the same. Get your traps aft into the mate's berth" .

" خب، مهم نیست؛ شما همچنان دوست او هستید. وسایل خود را به عقب به جایگاه دوست بیاورید." .

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

Yes, sir. I'll need your car and berth numbers.

بله قربان. به شماره ماشین و جایگاه شما نیاز دارم.

منبع: American Tourist English Conversations

22.your berth is not clear until 1900 UTC

22. جایگاه شما تا ساعت 1900 UTC آزاد نیست.

منبع: Maritime English listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید