build trust
ایجاد اعتماد
build up
ایجاد کردن
build on
ساختن بر روی
build in
ساخت در
build of
ساخته شده از
build upon
ساختن بر روی
build confidence
ایجاد اعتماد به نفس
build into
ساخت در
contract to build
قرارداد برای ساخت
medium build
ساخت متوسط
body build
ساخت بدنی
the build-up to Christmas.
آغاز دورهی کریسمس
the building of motorways.
ساخت بزرگراهها
build a continuation to a factory
ساخت ادامهای برای یک کارخانه
build up a corporation
ایجاد یک شرکت
The building is in ruins.
ساختمان در حال ویرانی است.
build up a reputation
ایجاد یک شهرت
There is a build-in flashgun in this camera.
یک فلاش داخلی در این دوربین وجود دارد.
build an argument on fact.
یک استدلال را بر اساس واقعیت بسازید.
That building is gigantic.
آن ساختمان غولپیکر است.
the building was in poor shape.
ساختمان در وضعیت نامناسبی بود.
the building's contribution to the townscape.
سهم ساختمان از چشمانداز شهر.
build a house on a western model
ساخت یک خانه بر اساس مدل غربی
build up a powerful physique
ایجاد یک اندام قوی
a building for commercial occupancy.
ساختمانی برای اشغال تجاری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید