build

[ایالات متحده]/bɪld/
[بریتانیا]/bɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ساختن; تأسیس
vi. ساختن; ایجاد
n. فیزیک; ساختار; فرم

عبارات و ترکیب‌ها

build trust

ایجاد اعتماد

build up

ایجاد کردن

build on

ساختن بر روی

build in

ساخت در

build of

ساخته شده از

build upon

ساختن بر روی

build confidence

ایجاد اعتماد به نفس

build into

ساخت در

contract to build

قرارداد برای ساخت

medium build

ساخت متوسط

body build

ساخت بدنی

جملات نمونه

the build-up to Christmas.

آغاز دوره‌ی کریسمس

the building of motorways.

ساخت بزرگراه‌ها

build a continuation to a factory

ساخت ادامه‌ای برای یک کارخانه

build up a corporation

ایجاد یک شرکت

The building is in ruins.

ساختمان در حال ویرانی است.

build up a reputation

ایجاد یک شهرت

There is a build-in flashgun in this camera.

یک فلاش داخلی در این دوربین وجود دارد.

build an argument on fact.

یک استدلال را بر اساس واقعیت بسازید.

That building is gigantic.

آن ساختمان غول‌پیکر است.

the building was in poor shape.

ساختمان در وضعیت نامناسبی بود.

the building's contribution to the townscape.

سهم ساختمان از چشم‌انداز شهر.

build a house on a western model

ساخت یک خانه بر اساس مدل غربی

build up a powerful physique

ایجاد یک اندام قوی

a building for commercial occupancy.

ساختمانی برای اشغال تجاری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید