blather

[ایالات متحده]/ˈblæðə(r)/
[بریتانیا]/ˈblæðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحبت بی‌معنی؛ چرت و پرت
vi. بی‌معنی صحبت کردن؛ چرت زدن
vt. بی‌وقفه صحبت کردن

جملات نمونه

now stop your blathering and get back to work.

حالا صحبت‌های بی‌محتوای خود را متوقف کنید و به کار برگردید.

I look forward to having a blather with the girls.

من مشتاق صحبت کردن بی‌هدف با دختران هستم.

she began blathering on about spirituality and life after death.

او شروع به صحبت کردن بی‌هدف درباره معنویت و زندگی پس از مرگ کرد.

a single image says more than any amount of blather and jive.

یک تصویر واحد بیشتر از هر مقدار صحبت‌های بی‌محتوا و فریب نشان می‌دهد.

She blathers about goodness and beauty and her own genius.

او درباره خوبی و زیبایی و نبوغ خود صحبت‌های بی‌محتوا می‌کند.

Stop blathering and focus on the task at hand.

صحبت‌های بی‌محتوا را متوقف کنید و روی کاری که در دست دارید تمرکز کنید.

She tends to blather on about her problems without actually doing anything to solve them.

او معمولاً درباره مشکلات خود صحبت‌های بی‌محتوا می‌کند بدون اینکه در واقعیت کاری برای حل آنها انجام دهد.

I can't stand his constant blathering during meetings.

من نمی‌توانم صحبت‌های بی‌محتوای مداوم او در جلسات را تحمل کنم.

The politician's speech was just a bunch of blather with no real substance.

سخنرانی سیاستمدار فقط مجموعه‌ای از صحبت‌های بی‌محتوا بدون هیچ محتوای واقعی بود.

Why do you always blather on about things you know nothing about?

چرا همیشه درباره چیزهایی که چیزی از آنها نمی‌دانید صحبت‌های بی‌محتوا می‌کنید؟

I wish he would stop blathering and get to the point.

آرزو داشتم او صحبت‌های بی‌محتوا را متوقف کند و به اصل مطلب برسد.

She blathered on about her vacation for hours, boring everyone in the room.

او ساعت‌ها درباره تعطیلات خود صحبت‌های بی‌محتوا کرد و همه افراد حاضر در اتاق را خسته کرد.

The teacher had to ask the student to stop blathering and pay attention to the lesson.

معلم مجبور شد از دانش‌آموز بخواهد صحبت‌های بی‌محتوا را متوقف کند و به درس توجه کند.

I can't listen to your blather anymore, please just be quiet.

دیگر نمی‌توانم به صحبت‌های بی‌محتوای شما گوش کنم، لطفاً فقط ساکت باشید.

Her blather about the project was full of inaccuracies and false claims.

صحبت‌های بی‌محتوای او درباره پروژه پر از نادرستی و ادعاهای نادرست بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید