brace

[ایالات متحده]/breɪs/
[بریتانیا]/breɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حلقه; گیره; حمایت
v. آماده کردن; محافظت کردن; تقویت کردن; قوی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

brace yourself

آماده‌باشید

brace for impact

برای برخورد آماده‌باشید

brace of pistols

جفت مسلسل

brace and bit

مته دستی

brace and screwdriver

نگهدارنده و پیچ‌گوشتی

brace up

آماده‌باشید

corner brace

نگهدارنده گوشه

جملات نمونه

a brace of partridge

یک جفت کنارغندی

thirty brace of grouse.

سی جفت کبک

brace oneself for a task

خود را برای انجام یک کار آماده کنید

three brace of pheasants

سه جفت قرقاول

several brace of wild birds

چند جفت پرنده وحشی

Brace yourself for the shock!

خودتان را برای شوک آماده کنید!

The police braced him on the charge.

پلیس او را در مورد اتهام تحت فشار قرار داد.

Brace yourself for a new challenge!

خودتان را برای یک چالش جدید آماده کنید!

This strut braces the beam.

این ستون تیر را تقویت می کند.

I braced myself for the inevitable blast.

خودم را برای انفجار اجتناب ناپذیر آماده کردم.

the posts were braced by lengths of timber.

ستون ها با قطعات چوبی تقویت شدند.

three brace of partridges.See Synonyms at couple

سه جفت کنارغندی.برای یافتن مترادف ها به 'زوج' مراجعه کنید

He braced his foot against the wall.

او پای خود را به دیوار تکیه داد.

They braced themselves behind the gun.

آنها پشت تفنگ خود را آماده کردند.

The fresh morning air braces him.

هوای تازه صبحگاهی او را تقویت می کند.

He braced himself to meet the blow.

او خود را برای تحمل ضربه آماده کرد.

The table is shaky because the braces are loose.

میز ناپایدار است زیرا اتصالات شل هستند.

They braced up the old house with balks of timber.

آنها با تیرهای چوبی، خانه قدیمی را تقویت کردند.

The doctor cautioned him to brace up.

پزشک به او توصیه کرد که خود را آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید