brace yourself
آمادهباشید
brace for impact
برای برخورد آمادهباشید
brace of pistols
جفت مسلسل
brace and bit
مته دستی
brace and screwdriver
نگهدارنده و پیچگوشتی
brace up
آمادهباشید
corner brace
نگهدارنده گوشه
a brace of partridge
یک جفت کنارغندی
thirty brace of grouse.
سی جفت کبک
brace oneself for a task
خود را برای انجام یک کار آماده کنید
three brace of pheasants
سه جفت قرقاول
several brace of wild birds
چند جفت پرنده وحشی
Brace yourself for the shock!
خودتان را برای شوک آماده کنید!
The police braced him on the charge.
پلیس او را در مورد اتهام تحت فشار قرار داد.
Brace yourself for a new challenge!
خودتان را برای یک چالش جدید آماده کنید!
This strut braces the beam.
این ستون تیر را تقویت می کند.
I braced myself for the inevitable blast.
خودم را برای انفجار اجتناب ناپذیر آماده کردم.
the posts were braced by lengths of timber.
ستون ها با قطعات چوبی تقویت شدند.
three brace of partridges.See Synonyms at couple
سه جفت کنارغندی.برای یافتن مترادف ها به 'زوج' مراجعه کنید
He braced his foot against the wall.
او پای خود را به دیوار تکیه داد.
They braced themselves behind the gun.
آنها پشت تفنگ خود را آماده کردند.
The fresh morning air braces him.
هوای تازه صبحگاهی او را تقویت می کند.
He braced himself to meet the blow.
او خود را برای تحمل ضربه آماده کرد.
The table is shaky because the braces are loose.
میز ناپایدار است زیرا اتصالات شل هستند.
They braced up the old house with balks of timber.
آنها با تیرهای چوبی، خانه قدیمی را تقویت کردند.
The doctor cautioned him to brace up.
پزشک به او توصیه کرد که خود را آماده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید