supportive care
مراقبتهای حمایتی
supportive policy
سیاست حمایتی
supportive treatment
درمان حمایتی
We are totally supportive of this idea.
ما کاملاً از این ایده پشتیبانی می کنیم.
They were all extremely supportive to me.
همه آنها به طرز فوق العاده ای از من حمایت کردند.
the women would form supportive friendships.
زنان روابط دوستانه و حمایتی ایجاد می کردند.
the staff are extremely supportive of each other.
کارمندان از یکدیگر به شدت حمایت می کنند.
Most of the staff who responded to the questionnaire were supportive.
بیشتر کارکنانی که به پرسشنامه پاسخ دادند، از آن حمایت کردند.
There is not a consentaneous wonder therapy, and symptomatic and supportive therapy is the major treatment for HFMD.
درمان معجزهآسا و یکپارچه وجود ندارد و درمان علامتی و حمایتی درمان اصلی برای بیماری دست، پا و دهان (HFMD) است.
Chinaand African countries will build apolitically supportive, economically win-win and cultural closely-related strategic partnership.
چین و کشورهای آفریقایی یک مشارکت استراتژیک از نظر سیاسی حمایتی، از نظر اقتصادی برد-برد و از نظر فرهنگی نزدیک ایجاد خواهند کرد.
Both cases cannot be diagnosed correctly at first,and were cured successfully by plasmaexchange,blood modialysis,supportive therapy and allopathy.
هر دو مورد را نمی توان در ابتدا به درستی تشخیص داد و با موفقیت با تعویض پلاسما، دیالیز خون، درمان حمایتی و همه طب مکمل درمان شدند.
in so doing, we will deprogram your minerals of foreign energy flow that is non-supportive of ascension and begin to reunite them into an overall flow that is associated with all minerals global wide.
با انجام این کار، مواد معدنی شما را از جریان انرژی خارجی که از صعود حمایت نمیکند، پاکسازی کرده و شروع به بازگرداندن آنها به یک جریان کلی خواهیم کرد که با تمام مواد معدنی در سراسر جهان مرتبط است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید