breached security
نقض امنیت
breached contract
نقض قرارداد
breached trust
نقض اعتماد
breached wall
شکستن دیوار
breached agreement
نقض توافق
breached system
نقض سیستم
breached promise
نقض قول
breached boundary
نقض مرز
the contract was breached by the supplier.
قرارداد توسط تامینکننده نقض شد.
her actions breached the company's code of conduct.
اقدامات او قوانین رفتار شرکت را نقض کرد.
the security system was breached by hackers.
سیستم امنیتی توسط هکرها نقض شد.
they breached the confidentiality agreement.
آنها توافقنامه محرمانگی را نقض کردند.
the law was breached during the protest.
قانون در جریان اعتراضات نقض شد.
his trust was breached when he found out the truth.
وقتی حقیقت را فهمید، اعتماد او نقض شد.
the deadline was breached without any notice.
بدون هیچ گونه اخطاری ضربالاجل نقض شد.
they breached the terms of their agreement.
آنها شرایط توافق خود را نقض کردند.
the ceasefire was breached after just a few hours.
پس از گذشت چند ساعت آتشبس نقض شد.
she felt betrayed when her privacy was breached.
وقتی حریم خصوصیاش نقض شد، احساس خیانت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید