violated

[ایالات متحده]/ˈvaɪəleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈvaɪəleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته violate؛ برای نقض یا عدم رعایت یک قانون یا قاعده؛ برای تجاوز به حقوق دیگران؛ برای تجاوز جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

violated rights

نقض حقوق

violated laws

نقض قوانین

violated agreements

نقض توافقات

violated rules

نقض قوانین

violated trust

نقض اعتماد

violated principles

نقض اصول

violated expectations

نقض انتظارات

violated privacy

نقض حریم خصوصی

violated standards

نقض استانداردها

جملات نمونه

the rules were violated during the game.

قوانین در طول بازی نقض شدند.

her privacy was violated by the leaked information.

حریم خصوصی او توسط اطلاعات فاش شده نقض شد.

they violated the terms of the agreement.

آنها شرایط توافق را نقض کردند.

the law was violated, leading to serious consequences.

قانون نقض شد که منجر به عواقب جدی شد.

his rights were violated during the arrest.

حقوق او در زمان دستگیری نقض شد.

she felt violated after the unwanted attention.

او پس از توجه ناخواسته احساس نقض شد.

the contract was violated by one of the parties.

قرارداد توسط یکی از طرفین نقض شد.

they believe their freedom has been violated.

آنها معتقدند آزادی آنها نقض شده است.

the agreement was violated without any notice.

توافق بدون هیچ گونه اخطاری نقض شد.

he claimed his trust was violated by her actions.

او ادعا کرد که اعتمادش توسط اقدامات او نقض شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید