trespassed

[ایالات متحده]/[ˈtrɛspəs]/
[بریتانیا]/[ˈtrɛspəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جایی رفتن یا عبور کردن که حق یا اجازه ندارید این کار را انجام دهید؛ نقض یک قانون یا مرز؛ تجاوز به حقوق یا امتیازات کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

trespassed the line

خط را رد کرد

trespassing now

اکنون در حال تجاوز هستیم

trespassed property

ملک تجاوز شده

trespassing area

منطقه تجاوز

trespassed boundaries

حدود تجاوز شده

trespassing fine

جریمه تجاوز

trespassed land

زمین تجاوز شده

trespassing charges

اتهام تجاوز

trespassing risk

خطر تجاوز

trespassed upon

بر آن تجاوز کرد

جملات نمونه

the children trespassed on the neighbor's lawn, ignoring the warning signs.

کودکان وارد ملکیت همسایه شدند و علائم هشدار را نادیده گرفتند.

security footage showed someone had trespassed onto the property late last night.

تصاویر امنیتی نشان داد که کسی شب گذشته دیر وقت وارد ملکیت شده است.

we warned him not to trespass on private land, but he didn't listen.

به او هشدار دادیم که وارد زمین خصوصی نشود، اما گوش نکرد.

the farmer confronted the teenagers who had trespassed through his fields.

کشاورز با نوجوانانی که از میان مزارع او عبور کرده بودند، روبرو شد.

trespassing is a serious offense and can result in fines or arrest.

عبور غیرقانونی یک جرم جدی است و می‌تواند منجر به جریمه یا دستگیری شود.

the fence was installed to prevent people from trespassing on the construction site.

برای جلوگیری از ورود افراد به محل ساخت و ساز، حصار نصب شد.

despite the barriers, someone trespassed onto the restricted area.

با وجود موانع، کسی وارد منطقه محدود شده است.

the guard caught a poacher who had trespassed into the wildlife reserve.

نگهبان یک شکارچی متخلف را که وارد منطقه حفاظت‌شده شده بود، دستگیر کرد.

the company installed cameras to deter anyone from trespassing on their land.

شرکت دوربین‌هایی را برای منصرف کردن هر کسی از ورود غیرقانونی به زمین خود نصب کرد.

he admitted to having trespassed, but claimed he didn't realize it was private property.

او به عبور غیرقانونی اعتراف کرد، اما ادعا کرد که متوجه نشده بود ملکیت خصوصی است.

the police investigated reports of someone repeatedly trespassing on the abandoned property.

پلیس گزارش‌هایی مبنی بر ورود مکرر فردی به ملکیت متروکه را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید